الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

164

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

قرآن مجيد بگويد كه در اين صورت جمله معترضه خواهد بود ، و مىدانيم جمله معترضه خلاف ظاهر است ، و تا نيازى به آن نباشد نبايد به سراغ آن رفت . تنها سؤالى كه در اين تفسير باقى مىماند مساله به كار رفتن كلمه « لقاء » در مورد كتاب آسمانى است ، چه اينكه در قرآن غالبا اين كلمه با اضافه به اللَّه يا « رب » يا « آخرت » و مانند آن به كار رفته ، و اشاره به قيامت است . به همين دليل بعضى اين احتمال را در اينجا ترجيح داده‌اند كه بگوئيم آيه فوق نخست از نزول تورات بر موسى ع سخن مىگويد ، و بعد به پيامبر اسلام ص دستور مىدهد كه در « لقاء اللَّه و مساله معاد » ترديد نكند ، و باز مجددا به مساله تورات باز مىگردد . ولى بايد تصديق كرد كه در اين صورت تناسب ميان جمله‌هاى اين آيه به كلى به هم مىخورد و انسجام آن را متلاشى مىسازد . ولى بايد توجه داشت كه تعبير « لقاء » گر چه در قرآن در مورد دريافت كتب آسمانى به كار نرفته ، اما « القاء » و « تلقى » كرارا در اين معنى استعمال شده است ، چنان كه در آيه 25 سوره قمر مىخوانيم : أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْه مِنْ بَيْنِنا : « آيا از ميان همه ما قرآن بر محمد القاء شده است » ؟ ! و در داستان سليمان و ملكه سبا مىخوانيم هنگامى كه نامه سليمان به او رسيد گفت : إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ : « نامه پر ارزشى به من القاء شده » ( نمل - 29 ) . و در همين سوره آيه 6 در مورد قرآن مجيد چنين مىخوانيم : وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ : « تو قرآن را از سوى خداوند حكيم و عليم تلقى مىكنى » . بنا بر اين فعل « القاء » و « تلقى » به طور مكرر در اين مورد به كار رفته است .