الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

99

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

عرض كرد يا رسول اللَّه انها هدى ! : « اى پيامبر خدا اين قربانى است » ! فرمود : اركبها ويلك ! : « واى بر تو مىگويم سوار شو » ! ( 1 ) . در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت رسيده نيز روى همين مطلب تاكيد شده است از جمله « ابو بصير » از « امام صادق » ع نقل مىكند كه در تفسير آيه فوق فرمود : ان احتاج الى ظهرها ركبها ، من غير ان يعنف عليها و ان كان لها لبن حلبها حلابا لا ينهكها : « اگر نياز به سوارى دارد بر آن سوار شود ، ولى آن حيوان را به زحمت نيفكند ، و اگر شير دارد شيرش را بدوشد ، اما براى دوشيدن شير آن را در فشار قرار ندهد » ( 2 ) . در واقع دستور فوق دستورى است معتدل و حد وسط در ميان دو كار افراطى و خارج از رويه ، از يك سو بعضى احترام حيوانات قربانى را اصلا نگاه نمىداشتند و گاه قبل از محل آنها را ذبح كرده و از گوشتشان استفاده مىنمودند كه در آيه 2 سوره مائده از آن نهى شده ( لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّه وَلَا الشَّهْرَ الْحَرامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلائِدَ ) . و از سوى ديگر بعضى آن چنان راه افراط را پيش مىگرفتند كه به مجرد اينكه نام قربانى بر حيوان گذارده مىشد نه از شير آن استفاده مىكردند و نه بر آن سوار مىشدند ، هر چند از راه دور به سوى مكه مىآمدند كه در آيه مورد بحث اين معنى مجاز شمرده شده است . تنها ايرادى كه ممكن است بر تفسير فوق گرفته شود اين است كه در آيات گذشته سخن از حيوانات قربانى در ميان نبود ، چگونه ضمير به آن باز مىگردد ؟ اما با توجه به اينكه حيوانات قربانى مسلما يكى از مصداقهاى « شعائر اللَّه » است كه در آيه قبل به آن اشاره شده و بعدا نيز خواهد آمد پاسخ اين ايراد روشن

--> ( 1 ) تفسير كبير فخر رازى جلد 23 صفحه 33 . ( 2 ) نور الثقلين جلد 3 صفحه 497 .