الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
420
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
نمىكند « ( * ( وَأَنَّ اللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ ) * ) . و بطور خلاصه هنگامى كه آنها اسلام آوردند ، موقتا پاره اى از منافع ماديشان به خطر افتاد ، و از آنجا كه به دنيا عشق مىورزيدند از ايمان خود پشيمان گشتند و مجددا به سوى كفر بازگشتند . بديهى است چنين جمعيتى كه از درون وجودشان كششى به سوى ايمان نيست ، مشمول هدايت الهى نمىشوند كه هدايت او فرع بر خواست و كوشش و جهاد ما است كه خودش فرموده وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ( عنكبوت آيه آخر ) . آيه بعد دليل عدم هدايت آنها را چنين شرح مىدهد : « آنها كسانى هستند كه خدا بر قلب و گوش و چشمشان مهر نهاده » آن چنان كه از ديدن و شنيدن و درك حق محروم ماندهاند ( * ( أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّه عَلى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصارِهِمْ ) * ) . و روشن است « چنين افراد با از دست دادن تمام ابزار شناخت ، غافلان واقعى هستند » ( * ( وَأُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ ) * ) . در گذشته نيز گفتهايم كه اعمال خلاف و انواع گناهان آثار سويى روى حس تشخيص و درك و ديد انسان مىگذارد و سلامت فكر را تدريجا از او مىگيرد ، هر قدر در اين راه فراتر رود پردههاى غفلت و بىخبرى بر دل و چشم و گوش او محكمتر مىشود ، سرانجام كارش به جايى مىرسد كه چشم دارد و گويى نمىبيند ، گوش دارد و گويى نمىشنود ، و دريچه روح او به روى همه حقايق بسته مىشود و حس تشخيص و قدرت تميز كه برترين نعمت الهى است از آنها گرفته مىشود . « طبع » كه در اينجا به معنى « مهر نهادن » است ، اشاره به اين است