الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

354

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

بر آنها مبعوث مىكنيم « ( * ( وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً ) * ) ( 1 ) . آيا با وجود علم بى پايان خدا نيازى به وجود شهيد و گواه ديگرى نيز هست ؟ اين سؤالى است كه فورا در اينجا به ذهن مىرسد ، اما با توجه به يك نكته پاسخ آن روشن مىشود ، و آن اينكه اين امور غالبا جنبه روانى دارد يعنى انسان هر قدر مراقبين و گواهان بيشترى در برابر خود ببيند ، بيشتر حساب كار خود را مىرسد ، حد اقل از شرمسارى و رسوايى در ميان افراد فزونترى نگران مىشود . سپس اضافه مىكند كه در آن دادگاه ، « اجازه سخن گفتن به كافران داده نمىشود » ( * ( ثُمَّ لا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا ) * ) . آيا ممكن است خداوند اجازه دفاع به مجرمى ندهد ؟ آرى ، در آنجا نياز به سخن گفتن با زبان نيست ، دست و پا و گوش و چشم و پوست بدن و حتى زمينى كه انسان بر آن گناه يا ثواب كرده است ، گواهى مىدهند ، بنا بر اين نوبت به زبان نمىرسد ، اين حقيقتى است كه از آيات ديگر قرآن نيز استفاده مىشود ( سوره يس آيه 65 و سوره مرسلات آيه 36 ) . نه تنها به آنها اجازه سخن گفتن داده نمىشود « بلكه توانايى بر جبران و اصلاح و تقاضاى عفو نيز ندارند » ( * ( وَلا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ) * ) ( 2 ) .

--> ( 1 ) يوم در اينجا ظرف است و متعلق به فعل مقدر مىباشد و در تقدير چنين بوده « و ليذكروا » يا « و اذكروا » . ( 2 ) يستعتبون از ماده « استعتاب » در اصل از « عتاب » گرفته شده است كه به معنى اظهار خشونت در سخن با ديگرى آمده است ، بنا بر اين « استعتاب » مفهومش اين است كه شخص گنهكار از صاحب حق ، طلب عتاب كند ، يعنى خود را در برابر سرزنشهاى او قرار دهد تا خشم صاحب حق فرو بنشيند و رضايت بدهد ، و به همين دليل بعضى « استعتاب » را به معنى « استرضاء » يعنى « رضايت طلبيدن » گرفته‌اند ، در حالى كه حقيقت مفهوم آن رضايت طلبيدن نيست بلكه لازمه مفهوم آن است .