الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
272
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
خبر مىدادند كه نوزاد دختر است آتش خشم و اندوه جان او را در بر مىگرفت ( 1 ) . داستان « وئاد » پر از حوادث بسيار دردناك و چندش آور است . از جمله نقل كردهاند مردى خدمت پيامبر آمد ، اسلام آورد ، اسلامى راستين ، روزى خدمت رسول خدا ص رسيد و سؤال كرد آيا اگر گناه بزرگى كرده باشم توبه من پذيرفته مىشود ، فرمود : خداوند تواب و رحيم است ، عرض كرد اى رسول خدا گناه من بسيار عظيم است ، فرمود : واى بر تو هر قدر گناه تو بزرگ باشد ، عفو خدا از آن بزرگتر است . عرض كرد اكنون كه چنين مىگويى بدان : من در جاهليت به سفر دورى رفته بودم ، در حالى كه همسرم باردار بود ، پس از چهار سال باز گشتم ، همسرم به استقبال من آمد ، نگاه كردم دختركى در خانه ديدم ، پرسيدم دختر كيست ؟ گفت دختر يكى از همسايگان است ! . من فكر كردم ساعتى بعد به خانه خود مىرود اما با تعجب ديدم نرفت ، غافل از اينكه او دختر من است و مادرش اين واقعيت را مكتوم مىدارد ، مبادا بدست من كشته شود . سرانجام گفتم راستش را بگو اين دختر كيست ؟ گفت : به خاطر دارى هنگامى كه به سفر رفتى باردار بودم ، اين نتيجه همان حمل است و دختر تو است ! . آن شب را با كمال ناراحتى خوابيدم ، گاهى به خواب مىرفتم و گاهى بيدار مىشدم ، صبح نزديك شده بود ، از بستر برخاستم و كنار بستر دخترك رفتم در كنار مادرش به خواب رفته بود ، او را بيرون كشيدم و بيدارش كردم و گفتم همراه من به نخلستان بيا . او به دنبال من حركت مىكرد تا نزديك نخلستان رسيديم ، من شروع
--> ( 1 ) تفسير فخر رازى جلد 20 صفحه 55 .