الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

273

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

به كندن حفره اى كردم و او به من كمك مىكرد كه خاك را بيرون آورم ، هنگامى كه حفره تمام شد من زير بغل او را گرفتم و در وسط حفره افكندم . . . در اين هنگام هر دو چشم پيامبر پر از اشك شد . . . سپس دست چپم را به كتف او گذاشتم كه بيرون نيايد و با دست راست خاك بر او مىافشاندم ! و او پيوسته دست و پا مىزد ، و مظلومانه فرياد مىكشيد پدر جان ! چه با من مىكنى ؟ در اين هنگام ، مقدارى خاك به روى ريشهاى من ريخت او دستش را دراز كرد و خاك را از صورت من پاك نمود ، ولى من هم چنان قساوتمندانه خاك به روى او مىريختم ، تا آخرين ناله هايش در زير قشر عظيمى از خاك محو شد ! در اينجا پيامبر ص در حالى كه بسيار ناراحت و پريشان بود و اشكها را از چشم پاك مىكرد ، فرمود : اگر نه اين بود كه رحمت خدا بر غضبش پيشى گرفته ، لازم بود هر چه زودتر انتقام از تو بگيرد « ! ( 1 ) . و نيز در حالات « قيس بن عاصم » كه از اشراف و رؤساى قبيله بنى تميم در جاهليت بود و پس از ظهور پيامبر ص اسلام آورد مىخوانيم : « روزى به خدمت پيامبر آمد تا بار گناه سنگينى را كه بر دوش مىكشيد شايد سبك كند ، عرض كرد در گذشته گروهى از پدران بر اثر جهل و بى خبرى دختران بىگناه خود را زنده بگور كردند ، من نيز دوازده دختر نصيبم شد كه همه را به اين سرنوشت شوم مبتلا ساختم ! هنگامى كه سيزدهمين دخترم را همسرم مخفيانه به دنيا آورد و چنين وانمود كرد كه نوزادش مرده به دنيا آمده ، اما در خفا آن را نزد اقوام خود فرستاده بود موقتا فكرم از ناحيه اين نوزاد راحت شد . اما بعدا كه از ماجرا آگاه شدم او را با خود به نقطه اى بردم و به تضرع و التماس و گريه او اعتنا نكرده و زنده بگورش ساختم ! پيامبر ص از شنيدن اين ماجرا سخت ناراحت شد و در حالى اشك

--> ( 1 ) القرآن يواكب الدهر جلد 2 صفحه 214 .