الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

35

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

برادران آماده ساخت دستور داد پيمانه گرانقيمت مخصوص را ، درون بار برادرش بنيامين بگذارد « ( چون براى هر كدام بارى از غله مىداد ) ( * ( فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ جَعَلَ السِّقايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيه ) * ) . البته اين كار در خفا انجام گرفت ، و شايد تنها يك نفر از ماموران ، بيشتر از آن آگاه نشد ، در اين هنگام ماموران كيل مواد غذايى مشاهده كردند كه اثرى از پيمانه مخصوص و گرانقيمت نيست ، در حالى كه قبلا در دست آنها بود : لذا همين كه قافله آماده حركت شد ، كسى فرياد زد : اى اهل قافله شما سارق هستيد « ! ( * ( ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ ) * ) . برادران يوسف كه اين جمله را شنيدند ، سخت تكان خوردند و وحشت كردند ، چرا كه هرگز چنين احتمالى به ذهنشان راه نمىيافت كه بعد از اينهمه احترام و اكرام ، متهم به سرقت شوند ! لذا « رو به آنها كردند و گفتند : مگر چه چيز گم كرده‌ايد » ؟ ( * ( قالُوا وَأَقْبَلُوا عَلَيْهِمْ ما ذا تَفْقِدُونَ ) * ) . « گفتند ما پيمانه سلطان را گم كرده‌ايم و نسبت به شما ظنين هستيم » ( * ( قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ ) * ) . و از آنجا كه پيمانه گرانقيمت و مورد علاقه ملك بوده است ، « هر كس آن را بيابد و بياورد ، يك بار شتر به او جايزه خواهيم داد » ( * ( وَلِمَنْ جاءَ بِه حِمْلُ بَعِيرٍ ) * ) . سپس گوينده اين سخن براى تاكيد بيشتر گفت : « و من شخصا اين جايزه را تضمين مىكنم » . ( * ( وَأَنَا بِه زَعِيمٌ ) * ) . برادران كه سخت از شنيدن اين سخن نگران و دستپاچه شدند ، و نمى -