الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
30
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
يوسف نبودند ولى بالآخره برادر يوسف بودند ! ) و هم قامتهاى رشيد داشتند ، و پدر نگران بود كه جمعيت يازده نفرى كه قيافههاى آنها نشان مىداد از يك كشور ديگر به مصر آمدهاند ، توجه مردم را به خود جلب كنند ، او نمىخواست از اين راه چشم زخمى به آنها برسد . و به دنبال اين تفسير بحث مفصلى در ميان مفسران در زمينه تاثير چشم زدن در گرفته ، و شواهدى از روايات و تاريخ براى آن ذكر كردهاند كه بخواست خدا ما در ذيل آيه : وَإِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ ( آيه 51 سوره ن و القلم ) از آن بحث خواهيم كرد ، و ثابت خواهيم نمود كه قسمتى از اين موضوع حق است ، و از نظر علمى نيز بوسيله سياله مغناطيسى مخصوصى كه از چشم بيرون مىپرد ، قابل توجيه مىباشد ، هر چند عوام الناس آن را با مقدار زيادى از خرافات آميختهاند . علت ديگرى كه براى اين دستور يعقوب ع ذكر شده اين است كه ممكن بود ، وارد شدن دستجمعى آنها به يك دروازه مصر و حركت گروهى آنان قيافههاى جذاب ، و اندام درشت ، حسد حسودان را برانگيزد ، و نسبت به آنها نزد دستگاه حكومت سعايت كنند ، و آنها را به عنوان يك جمعيت بيگانه كه قصد خرابكارى دارند مورد سوء ظن قرار دهند ، لذا پدر به آنها دستور داد از دروازههاى مختلف وارد شوند تا جلب توجه نكنند . بعضى از مفسران ( 1 ) يك تفسير ذوقى نيز براى آيه فوق گفتهاند و آن اينكه يعقوب مىخواست يك دستور مهم اجتماعى به عنوان بدرقه راه به فرزندان بدهد ، و آن اينكه گمشده خود را از يك در نجويند بلكه از هر درى بايد وارد شوند ، چرا كه بسيار مىشود انسان براى رسيدن به يك هدف گاه تنها يك راه را انتخاب مىكند و هنگامى كه به بن بست كشيد ، مايوس شده ، به كنار مىرود ، اما اگر
--> ( 1 ) عالم و خطيب بزرگوار مرحوم اشراقى ( قدس سره ) .