الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

400

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

بود اين قدر مزاحم او نمىشد كه حضورش در مدينه بار سنگينى بر خاطر خليفه باشد و به هيچ وجه نتواند او را تحمل كند . و عجيبتر از آن سخنى است كه نويسنده « المنار » در ذيل همين آيه مورد بحث ضمن اشاره به جريان « ابو ذر » مىگويد كه داستان « ابو ذر » نشان مىدهد كه در عصر صحابه ( مخصوصا عثمان ) چه اندازه اظهار عقيده آزاد بود ! و دانشمندان محترم بودند ! و خلفاء محبت داشتند ! تا آنجا كه « معاويه » جرئت نكرد به « ابو ذر » چيزى بگويد بلكه به بالاتر از خود يعنى خليفه نوشت و از او دستور خواست ! به راستى تعصب چه كارها كه نمىكند آيا تبعيد به سرزمين گرم و خشك و سوزان « ربذه » سرزمين مرگ و آتش نمونه احترام به آزادى فكر و محبت به علماء بود ؟ آيا سپردن اين صحابى بزرگ را به دست مرگ دليل بر حريت عقيده محسوب مىشد ؟ آيا اگر معاويه از ترس سيل افكار عمومى به تنهايى نقشه اى براى ابو ذر نكشيد دليل بر اين است كه نسبت به او احترام مىگذاشت ؟ و باز از عجائب اين داستان اين است كه مدافعان از خليفه مىگويند : تبعيد ابو ذر به حكم قانون « تقديم دفع مفسده بر جلب مصلحت » صورت گرفت ، زيرا گرچه بودن ابو ذر در مدينه مصالح بزرگى داشت و مردم از علم و دانش او بهره فراوان مىبردند ولى عثمان عقيده داشت كه ماندن او در مدينه به خاطر طرز تفكر انعطافناپذير و خشنى كه در باره اموال داشت سرچشمه مفاسدى خواهد شد و لذا از منافع وجود او چشم پوشيده و او را به خارج از مدينه فرستاد و چون هم ابو ذر مجتهد بود و هم عثمان ، در اينجا ايرادى به عمل هيچكدام وارد نخواهد شد ! . ( 1 ) راستى ما نمىدانيم چه مفسده اى بر وجود ابو ذر در مدينه مترتب مىشد ؟

--> ( 1 ) المنار جلد 10 صفحه 407 .