الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
34
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
مىشوند خداوند همه را از آنها مىگيرد و طومار زندگانى آنها را در هم مىپيچد و اين گونه مجازات بسيار سختتر است . البته اين معنى با تمام خصوصياتش در كلمه استدراج به تنهايى نيفتاده ، بلكه با توجه به قيد « * ( مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ ) * » اين معنى استفاده مىشود . به هر حال اين آيه به همه گنهكاران هشدار مىدهد كه تاخير كيفر الهى را دليل بر پاكى و درستى خود ، و يا ضعف و ناتوانى پروردگار ، نگيرند ، و ناز و نعمتهايى را كه در آن غرقند ، نشانه تقربشان به خدا ندانند ، چه بسا اين پيروزيها و نعمتهايى كه به آنها مىرسد مقدمه مجازات استدراجى پروردگار باشد ، خدا آنها را غرق نعمت مىكند و به آنها مهلت مىدهد و بالا و بالاتر مىبرد ، اما سرانجام چنان بر زمين مىكوبد كه اثرى از آنها باقى نماند و تمام هستى و تاريخشان را در هم مىپيچد . امير مؤمنان على ع در نهج البلاغه مىفرمايد : انه من وسع عليه فى ذات يده فلم يره ذلك استدراجا فقد امن مخوفا : « كسى كه خداوند به مواهب و امكاناتش وسعت بخشد ، و آن را مجازات استدراجى نداند ، از نشانه خطر غافل مانده است » ( 1 ) . و نيز از همان امام ع در كتاب « روضه كافى » نقل شده كه فرمود : « زمانى فرا مىرسد كه هيچ چيز در آن زمان ، پنهانتر از حق ، و آشكارتر از باطل ، و فزونتر از دروغ بر خدا و پيامبر ص نيست - تا آنجا كه مىگويد - در آن زمان افرادى هستند به مجرد اينكه آيه اى از قرآن را مىشنوند ( آن را تحريف كرده ) و از آئين خدا خارج مىشوند و پيوسته از آئين اين زمامدار به آئين زمامدار ديگر و از دوستى يكى به ديگرى و اطاعت سلطانى به اطاعت سلطان ديگر ، و از پيمان يكى به ديگرى منتقل مىگردند ، و سرانجام از راهى كه متوجه نيستند گرفتار مجازات استدراجى پروردگار مىشوند » ( 2 ) .
--> ( 1 ) و ( 2 ) نور الثقلين جلد 2 صفحه 106 .