الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

264

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

اسلام منحرف شدند مسلمان قضاوت قرآن در باره آنها چيز ديگرى خواهد بود . فى المثل ما چگونه مىتوانيم « طلحه » و « زبير » را در برابر شكستن بيعت و مخالفت با پيشوايى كه گذشته از تصريح پيامبر ( ص ) از طرف عموم مسلمانان و حتى خودشان انتخاب شده بود ، تبرئه كنيم ؟ ما چگونه مىتوانيم دامن آنها را از خون هفده هزار مسلمان كه در ميدان جنگ جمل به خاك ريخته شد بشوئيم ، كسى كه خون يك نفر بيگناه را به زمين بريزد هيچ عذرى در پيشگاه خدا نخواهد داشت ، هر كس كه باشد ، تا چه رسد به اين عده زياد اصولا مگر مىتوان هم « على و و يارانش » را در ميدان جنگ جمل بر حق داشت و هم « طلحه و زبير » و بعضى ديگر از صحابه را كه به آنها پيوسته بودند ؟ آيا هيچ منطق و عقلى اين تضاد روشن را مىپذيرد ؟ آيا مىتوانيم با عنوان « تنزيه صحابه » چشم روى هم بگذاريم و آنها را « تافته جدا بافته » بدانيم و سراسر تاريخ اسلام را بعد از پيامبر بدست فراموشى بسپاريم و ضابطه اسلامى « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّه أَتْقاكُمْ » را زير پا بگذاريم ؟ ! اين چه قضاوت غير منطقى است ؟ اصولا چه مانعى دارد كه شخص يا اشخاصى يك روز در صف بهشتيان و طرفداران حق باشند و روز ديگرى در صف دوزخيان و دشمنان حق قرار گيرند ؟ مگر همه كس معصومند ؟ مگر اين همه دگرگونى در حالات اشخاص با چشم خود نديده‌ايم ؟ داستان « اصحاب رده » يعنى مرتد شدن جمعى از مسلمانان بعد از رحلت پيغمبر را همه اعم از شيعه و اهل سنت در كتابهاى خود نقل كرده‌اند كه خليفه اول به جنگ با آنها برخاست و آنها را بر سر جاى خود نشاند آيا هيچيك از « اصحاب رده » پيامبر ص را نديده و در صف صحابه نبودند ؟ ! شگفتانگيزتر اينكه براى نجات از اين تضاد و بنبست عجيب بعضى