الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

282

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

در آيه بعد مىخوانيم كه موسى به دنبال دعوى رسالت پروردگار مىگويد : « اكنون كه من فرستاده او هستم ، سزاوار است كه درباره خداوند جز حق نگويم ، زيرا فرستاده خداوندى كه از همه عيوب ، پاك و منزه است ، ممكن نيست دروغگو باشد » ( * ( حَقِيقٌ عَلى أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّه إِلَّا الْحَقَّ ) * ) . سپس براى تثبيت دعوى نبوت خويش اضافه مىكند : « چنان نيست كه اين ادعا را بدون دليل گفته باشم ، من از پروردگار شما ، دليل روشن و آشكارى با خود دارم » ( * ( قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ ) * ) . اكنون كه چنين است « بنى اسرائيل را با من بفرست » ( * ( فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرائِيلَ ) * ) . و اين در حقيقت قسمتى از رسالت موسى بن عمران بود كه بنى اسرائيل را از چنگال استعمار فرعونيان رهايى بخشد و زنجير اسارت و بردگى را از دست و پاى آنها بردارد ، زيرا بنى اسرائيل در آن زمان به صورت بردگانى ذليل در دست « قبطيان » ( مردم مصر ) گرفتار بودند ، و از وجود آنها براى انجام كارهاى پست و سخت و سنگين استفاده مىشد . از آيات آينده و همچنين آيات ديگر قرآن به خوبى استفاده مىشود كه موسى مامور دعوت فرعون و ديگر مردمان سرزمين مصر به سوى آئين خويش نيز بود ، يعنى رسالت او منحصر به بنى اسرائيل نبود . فرعون با شنيدن اين جمله كه « من دليل روشنى با خود دارم » ، بلافاصله گفت : « اگر راست مىگويى و نشانه اى از طرف خداوند با خوددارى آن را بياور » ( * ( قالَ إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِها إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ) * ) . و با اين تعبير ضمن ابراز ترديد در صدق موسى ظاهرا قيافه حقجويى و حق طلبى به خود گرفت ، آن چنان كه يك جستجوگر به دنبال حق مىگردد .