الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

123

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

كه آنها نه تنها معتقدند كه آدم مرتكب گناه و معصيت شد ، بلكه گناه او يك گناه معمولى نبود ، يك نوع گناه سنگين و پرمسئوليت و حتى مبارزه با دستگاه ربوبيت از او سر زد ! . ولى مدارك اسلامى اعم از عقل و نقل به ما مىگويد : هيچ پيامبرى مرتكب گناه نمىشود ، و مقام پيشوايى خلق به شخص گناهكار ، واگذار نخواهد شد ، و مىدانيم كه آدم از پيامبران الهى بود ، بنا بر اين آنچه در اين آيات ذكر شده مانند پاره اى از تعبيرات ديگر كه درباره ساير پيامبران در قرآن آمده است كه نسبت عصيان به آنها داده شده ، همگى به معنى « عصيان نسبى » و « ترك اولى » است ، نه گناه مطلق . توضيح اينكه : گناه بر دو گونه است ، « گناه مطلق » و « گناه نسبى » ، گناه مطلق همان مخالفت نهى تحريمى و مخالفت با فرمان قطعى خداوند است و هر گونه ترك واجب و انجام حرام را شامل مىشود . اما گناه نسبى آن است كه عمل غير حرامى از شخص بزرگى سرزند ، كه با توجه به مقام و موقعيتش شايسته او نباشد ، ممكن است گاهى انجام يك عمل مباح و حتى مستحبّ درخور مقام افراد بزرگ نباشد در اين صورت انجام آن عمل ، « گناه نسبى » محسوب مىشود ، مثلا اگر شخص با ايمان و ثروتمندى براى نجات فقيرى از چنگال فقر ، كمك بسيار مختصرى كند ، شك نيست كه اين كمك هر چند ناچيز باشد ، كار حرامى نيست بلكه مستحبّ است ، ولى هر كس آن را بشنود مذمت مىكند آن چنان كه گويى گناهى مرتكب شده است و اين به خاطر آن است كه از چنان انسان ثروتمند و با ايمانى انتظار بسيار بيشترى مىرود . به همين نسبت ، اعمالى كه از بزرگان درگاه پروردگار سرمىزند ، با موقعيت ممتازشان سنجيده مىشود ، و گاهى با مقايسه به آن كلمه « عصيان » و « ذنب » ( گناه ) بر آن اطلاق مىگردد ، فى المثل نمازى كه ممكن است از