الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

38

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

كلمه شفاعت در اصل از ماده « شفع » ( بر وزن نفع ) به معنى جفت است بنا بر اين ضميمه شدن هر چيز به چيز ديگر شفاعت ناميده مىشود منتها گاهى اين ضميمه شدن در مسئله راهنمايى و ارشاد و هدايت است ( مانند آيه فوق ) كه در اين حال معنى امر بمعروف و نهى از منكر را مىدهد ( و شفاعت سيئه به معنى امر به منكر و نهى از معروف است ) . ولى اگر در مورد نجات گنهكاران از عواقب اعمالشان باشد به معنى كمك به افراد گنهكارى است كه شايستگى و لياقت شفاعت را دارا هستند . و به عبارت ديگر شفاعت گاهى قبل از انجام عمل است كه به معنى راهنمايى است و گاهى بعد از انجام عمل است كه به معنى نجات از عواقب عمل مىباشد و هر دو مصداق ضميمه شدن چيزى به چيز ديگر است . ضمنا بايد توجه داشت كه آيه اگر چه يك مفهوم كلى را در بر دارد و هر گونه دعوت به كار نيك و بد را شامل مىشود چون در زمينه آيات جهاد وارد شده « شفاعت حسنه » اشاره به تشويق پيامبر ص به جهاد و « شفاعت سيئه » اشاره به تشويق منافقان به عدم جهاد است كه هر كدام سهمى از نتيجه اين كار خواهند برد . در ضمن تعبير به كلمه شفاعت در اين مورد كه سخن از رهبرى ( رهبرى به سوى نيكيها يا بديها ) در ميان مىباشد ممكن است اشاره به اين نكته بوده باشد كه سخنان رهبر ( اعم از رهبران خير و شر ) در صورتى نفوذ در ديگران خواهد كرد كه آنها براى خود امتيازى بر ديگران قائل نباشند بلكه خود را همدوش و همرديف و جفت آنها قرار دهند و اين مساله اى است كه در پيشبرد هدفهاى اجتماعى فوق العاده مؤثر است . و اگر در چندين مورد از آيات قرآن در سوره شعراء و اعراف و هود و نمل و عنكبوت مىبينيم كه به هنگام تعبير از پيامبران و رسولان الهى كه براى هدايت و رهبرى امتها فرستاده شدند تعبير به « اخوهم » يا « اخاهم » ( برادر