الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
4
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
داشت ، پس از نزول آيه فوق به خدمت پيامبر ص آمد و عرض كرد : مىدانى كه محبوبترين اموال من همين باغ است ، و من مىخواهم آن را در راه خدا انفاق كنم تا ذخيره اى براى رستاخيز من باشد ، پيامبر ص فرمود : بخ بخ ذلك مال رابح لك : آفرين بر تو ، آفرين بر تو ، اين ثروتى است كه براى تو سودمند خواهد بود ، سپس فرمود : من صلاح مىدانم كه آن را به خويشاوندان نيازمند خود بدهى ، ابو طلحه دستور پيامبر ص را عمل كرد و آن را در ميان بستگان خود تقسيم كرد ( 1 ) . 2 - روزى مهمانى بر ابو ذر وارد شد ، او كه زندگى ساده اى داشت از مهمان معذرت خواست كه من بر اثر گرفتارى نمىتوانم شخصا از تو پذيرايى كنم ، من چند شتر در فلان نقطه دارم ، قبول زحمت كن بهترين آنها را بياور ( تا براى تو قربانى كنم ) ميهمان رفت و شتر لاغرى با خود آورد ، ابو ذر به او گفت به من خيانت كردى ، چرا چنين شترى آوردى ؟ او در جواب گفت : من فكر كردم روزى به شترهاى ديگر نيازمند خواهى شد ، ابو ذر گفت : روز نياز من زمانى است كه از اين جهان چشم مىبندم ( چه بهتر كه براى آن روز ذخيره كنم ) خداوند مىفرمايد : * ( لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ) * ( 2 ) . 3 - زبيده همسر هارون الرشيد قرآنى بسيار گرانقيمت داشت كه آن را با زر و زيور و جواهرات تزيين كرده بود و علاقه فراوانى به آن داشت ، يك روز هنگامى كه از همان قرآن تلاوت مىكرد به آيه * ( لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ) * رسيد ، با خواندن آيه در فكر فرو رفت و با خود گفت هيچ چيز مثل اين قرآن نزد من محبوب نيست و بايد آن را در راه خدا انفاق كنم ، كسى را به دنبال جواهرفروشان فرستاد و تزيينات و جواهرات آن را بفروخت و بهاى آن را در بيابانهاى حجاز براى تهيه آب مورد نياز باديه نشينان مصرف كرد كه مىگويند : امروز هم بقاياى آن چاهها وجود دارد و به نام او ناميده مىشود .
--> ( 1 ) - مجمع البيان و صحيح مسلم و بخارى ( 2 ) - مجمع البيان ج 2 ص 474