عبد الرحمن جامي
مقدمة ويليام چيتيك 53
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
7 - مآخذ نقد النصوص در ديباچهء نقد النصوص جامى چنين مىنويسد : « اين كلمه اى چند است از نصوص ارباب خصوص كه . . . جمع كرده مىشود . . . چون مرقع صوفيان هر پاره اى از جائى اندوخته . . . بعضى از انفاس متبركهء شيخ بزرگوار ، و بعضى از معارف قدسيهء متابعان او از مشايخ كبار : چون . . . القونيوى . . . و مريدان و مستفيدان او ، چون . . . الجندي . . . و . . . الفرغاني . . . و غير ايشان از ارباب ذوق و وجدان . . . به تخصيص ، شارحان فصوص الحكم » ( 18 / 15 - 19 / 4 ) . اما در متن خود كتاب جامى معمولا مأخذ هر قسمت را ذكر نمىكند و به اين اشاره اى كه در ديباچهء خود نوشته است اكتفا مىكند . بنا بر اين در اين بخش از مقدمه قصد ما اين است كه مآخذ نقد النصوص را ، اعم از آنها كه جامى خود مشخص مىكند و آنها كه مشخص نمىكند ، پيدا كنيم و نشان بدهيم كه تا چه حد نقد النصوص شبيه به « مرقع صوفيان » است . به اين منظور نخست خلاصهء نتايج اين تحقيق ، دوم منابعى را كه خود جامى ذكر كرده است ، سوم منابعى كه ذكر نكرده ولى نگارنده توانسته آنها را پيدا كند ، و چهارم جزئيات تمام مآخذ و منابع نقد النصوص بيان خواهد شد . اينجا لازم است به نكتهء مهمى دربارهء منابع اين كتاب و كار جامى اشاره كنيم ، و آن ترجمه هاى درازى است كه جامى از كتابهاى ديگران ، مانند شرحهاى فصوص قيصرى و كاشانى ، انجام داده است . در تاريخ تفكر اسلامى كمتر به چشم مىخورد كه بزرگى به مقام جامى آثار ديگران را - آن هم با يك سلاست و روانى شگفت انگيز - ترجمه كرده باشد . مواردى وجود دارد ، مانند ترجمه هاى خيام و سهروردى از بعضى از آثار ابن سينا ، ولى ولى راقم اين سطور اطلاعى ندارد كه در