عبد الرحمن جامي
مقدمة ويليام چيتيك 51
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
و در فصلهاى ديگر به بعضى از فروع و لوازم حقيقت وى توجه مىشود : قلب انسان كامل حتى از رحمت الهى وسيعتر است ، و او خود قلب تمام وجود است ( 12 . فص شعيبى ) . از خاصيتهاى كاملان قوت تأثير و تصرف در عالم است ، كه توسط آن تمام خلقت تحت فرمان ايشان است . فقط در انسان معنى حقيقى آيات مختلفى كه مشعر است بر « مسخر بودن » عالم براى انسان تحقق مىيابد ( 16 . فص سليمانى ) . تأثير و تصرف انسان كامل به واسطهء همت اوست ( ص 255 ، 21 . فص زكرياوى ، 25 . فص موسوى ) . اما معرفت وى از حق گاهى وى را از تصرف باز مىدارد ( 13 . فص لوطى ) . كاملترين كاملان انبياء و رسلاند ( ص 213 - 214 ) . نبوت و رسالت در اثر اختصاص الهى است ، و كسب در آن دخالت ندارد ( 17 . فص داودى ) . اولياء ورثهء انبياء هستند ( 24 . فص هارونى ) . 2 ب ( فصل 9 ) . توحيد حقيقى حق نتيجهء معرفت كامل به اوست ، و آن معرفت اثر جمع بين تشبيه و تنزيه از يك طرف و بين عقل و وحى از طرف ديگر است ( 3 . فص نوحى ) . اما تصور نشود كه معرفت به معنى علم حصولى كافى است ، زيرا كه فقط علم حضورى است كه انسان را از مقامات مختلف توحيد بهره مند مىكند . تا انسان نفى وجود خود نكند و در حق فانى و به او باقى نشود ، در واقع موحّد نيست و از مراحل مختلف قرب الهى به دور مانده است ( 5 . فص ابراهيمى ) . در راه رسيدن به بالاترين مقام توحيد و كمال انسانى آدمى از مقامات متعددى عبور مىكند . بعضى از مقاماتى كه در نقد النصوص به آنها توجه خاصى شده عبارت است از تقوا يا متقى بودن عبد ( ص 192 - 193 ) ، شكر تكليفى و شكر تبرّعى ( ص 235 - 236 ) ، رضا و بلاهايى كه انسان در راه حق بايد تحمل كند ( 19 . فص ايوبى ) ، و مراحل مختلف حيرت ( ص 278 - 281 ) . و امّا مبحث وحدت وجود ( فصل 8 ) مبحثى است كه جامى در سراسر كتاب به آن توجه دارد ، ولى مخصوصا در حكمت هودى ( فص 10 ) در مورد شمول رحمت الهى بر همهء موجودات دربارهء آن بحث مىشود . و در حكمت ادريسى ( فص 4 ) نيز ، وقتى كه گفته مىشود علو مكان و علو مكانت به حق نسبت داده مىشود ، اما فقط بر حسب مظاهر او - كه همان موجودات عالم است - در واقع سخن دربارهء وحدت وجود است . اعيان موجودات به يك اعتبار غير حقاند ، و به اين اعتبار