عبد الرحمن جامي

مقدمة ويليام چيتيك 10

نقد النصوص في شرح نقش الفصوص

و سپس به خدمت او رسيده و به فقر مشرّف شده است . « 1 » هنگامى كه جامى به صحبت خواجه رسيده او گفته بوده است ، « شاهبازى به چنگ ما افتاده » . « 2 » اين مىرساند كه در همان بدايت كار استعداد معنوى جامى در نظر حقيقت بين خواجه كاملا مشهود بوده است . ظاهرا جامى در ابتدا شش ماه در خلوت نشسته « 3 » ، زيرا همانطور كه رسم صوفيان است مريد در به دو امر به « چله » يا خلوت چهل روزه ( و گاهى كمتر و گاهى بيشتر از چهل روز ) مىنشيند تا تعلق او به دنيا و عادتهاى ديرين خود قطع شود و زندگى تازه اى را آغاز كند . در كتاب جامى از « استادان معنوى جامى » سخن رفته است ( ص 66 - 76 ) ، و همانطور كه استاد حكمت تصريح كرده است جامى در طول عمر خود نسبت به دو نفر از بزرگان مشايخ نقشبندى ارادت تمام داشته است . يكى از آنان خواجه سعد الدين است ، كه نام وى قبلا ذكر شد ، و ديگرى خواجه نصير الدين عبيد الله - معروف به خواجه أحرار ( م 895 ) « 4 » - كه جامى به اسم او مثنوى تحفة الأحرار را سروده است و همه جا از او به عنوان استاد و « مخدوم » خود ياد مىكند . « 5 » ليكن تا آن جا كه بر نگارنده معلوم است هيچ كس تا كنون ارتباط اين دو مرشد را با يك ديگر شرح نداده است . اين امر را خود جامى در نفحات الانس روشن مىكند : پس از ذكر سال وفات خواجه سعد الدين مىگويد ، « امروز مظهر آيات و مجمع كرامات و ولايات طبقهء خواجگان و رابطهء التيام و واسطهء انتظام سلسلهء شريفهء ايشان قدس الله تعالى اسرارهم حضرت خواجه ( يعنى عبيد الله ) و مخلصان و نيازمندان ايشانند » . « 6 » از اين عبارت معلوم مىشود كه در حدود سال 883 ( سال تحرير كتاب نفحات الانس ) مرشد

--> « 1 » . تكمله ، ص 12 - 13 ، و نيز جامى ، ص 67 . « 2 » تكمله ، ص 14 . « 3 » عبارت لارى چنين است : « در ابتداى شغل به اين طريق . . . مدت شش ماه خود را از مردم بر كران گرفته بوده‌اند » . تكمله ، ص 14 . « 4 » رك نفحات الانس ، ص 406 - 413 . اين از مفصلترين شرح حالهاى اين كتاب است . « 5 » جامى ، ص 72 . « 6 » ص 406 .