عبد الرحمن جامي

مقدمة ويليام چيتيك 4

نقد النصوص في شرح نقش الفصوص

جامى اكتفاء كرده است ، و بنا بر اين فرق بين اين دو اثر ، يعنى نقد النصوص و شرح الفصوص ، را روشن نكرده است . « 1 » نقد النصوص شرحى است بر نقش الفصوص شيخ أكبر ابن عربى . نقش الفصوص خود در مجموعهء آثار اين مؤلف اهميت خاصى دارد . همانطور كه آقاى عثمان يحيى در كتابشناسى ابن عربى « 2 » تصريح كرده ، شيخ أكبر از پر كارترين مؤلفان اسلامى بوده است ، و 900 كتاب و رسالة به او نسبت داده‌اند . در ميان اين همه كتاب و رسالة كتاب فصوص الحكم به قول جامى « خاتم مصنفات وى است » ( نقد النصوص ، 18 / 19 - يعنى صفحهء 18 سطر 19 ) ، زيرا در آن شيخ به بهترين وجه نظريات و كشفيات و عقايد خود را خلاصه و بيان كرده است ، به طورى كه در تاريخ عرفان اسلامى اين كتاب مقام خاصى دارد و در عرفان نظرى شايد مهمترين كتاب درسى به شمار آيد . فصوص الحكم متنى بسيار مشكل است و در گذشته به مبتديان و حتى شاگردان متوسط عرفان تعليم داده نمىشده است . به همين دليل است كه بيش از 110 شرح بر آن نوشته شده است ، « 3 » من جمله شرح خود جامى ، كه در بخش پنجم اين مقدمه به تفصيل راجع به آن سخن خواهيم راند . نظر به اهميت مباحث اين كتاب خود ابن عربى رؤوس مطالب را خلاصه كرده و آن را « نقش الفصوص » ناميده است . « 4 » همين فشردگى و ايجاز سبب شده كه درك مباحث آن مشكلتر شود ، چنان كه خواندن و فهميدن كتاب و درك معانى آن بدون كمك شرحى براى كسى كه در عرفان نظرى مكتب شيخ درس نخوانده و متحمل رنجهاى فراوان نشده باشد ممكن نيست .

--> « 1 » ص 161 . « 2 » Histoire et classification de loeuvre dIbn Arabi , Damas , 1964 , p . 14 . « 3 » رك كتابشناسى ابن عربى ، ص 241 به بعد . « 4 » به قول محمد بن عبد الرحمن سخاوى ، مورخ مصرى ( ف 902 ) و مؤلف كتاب القول المنبى عن ترجمة ابن العربي ، اين كتاب از شاگرد ابن عربى اسماعيل بن سودكين النوري ( ف 646 ) است . رك كتابشناسى ابن عربى ، ص 407 . اما اين قول نمىتواند صحيح باشد . مهمترين شاگرد ابن عربى ، يعنى صدر الدين قونيوى ، شرحى بر نقش الفصوص نوشته است ( كتابشناسى ابن عربى ، ص 255 به قول استاد آشتيانى نسخه اى از اين كتاب مفصل در يك مجموعهء شخصى در مشهد موجود است ) ، و در بعضى از آثار ديگر خود قونوى از نقش الفصوص نقل قول مىكند و صريحا آن را به ابن عربى نسبت مىدهد ( رك فكوك ، تهران ، 1315 ق ، ص 208 - 209 ) . بسيار بعيد به نظر مىرسد كه اين شاگرد مهم شيخ أكبر در انتساب اين اثر به استاد خود مرتكب اشتباه شده باشد ، خصوصا كه قونوى و اسماعيل بن سودكين با هم دوست بوده‌اند ( رك شرح فصوص جندي ، نسخهء شمارهء 343 در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ، برگ 40 رو و پشت ) .