عبد الرحمن جامي
مقدمة آشتياني 39
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
از اولياء روش نهائى و خاص اوست . ملا صدرا در تصوف طريقهء ابن عربى را اختيار نموده و با آن كه در مباحث فلسفى طريقهء خاصى إبداع كرد و از محضر استادى متضلع در حكمت مشائى استفاده نمود و به كمال رسيد ، هرگز طرفدارى يك جانبه از مشرب مشاء ننمود و كثيرى از اشكالات حكماى اشراق را پذيرفت و مبانىاى را كه غير برهانى مىپنداشتند استوار ساخت و كثيرى از مبانىاى را كه اشراقيون مورد انتقاد قرار دادهاند مورد تحقيق قرار داد و مسلم ساخت كه در حكمت مشائى و اشراقى استاد مسلم است . ملا صدرا مبانى عرفانى را مورد تحقيق قرار داد و بر مسائل عاليه ئى كه حكما آن مسائل را خطابى و يا غير برهانى و يا مخالف با برهان و از اوهام مىدانستند برهان اقامه نمود ، و با اقامهء براهين عقليهء متقنه طريق تصوف و عرفان را بر ديگر مسالك ترجيح داد ، و از طريق تفكر در قرآن و اخبار نبويه و ولويه مسلم داشت كه عقل نظرى بدون استمداد از مشكلات ولايت و نبوت از درك كثيرى از مباحث نفس ناطقه و نحوهء ظهور آن در عالم خلق و كيفيت رجوع آن به مبدأ وجود و خصوصا احوال و نشآت بعد از موت عاجز است ، بلكه تصريح نمود كه عقل و نظر صرف از درك اوليات از مباحث مربوط به نشآت بعد از موت عاجز است . مسألهء وحدت وجود و توحيد خاصى يكى از مباحثى است كه تابعان مسلك عرفا از تقرير آن با برهان عاجز بودند و حقيت آن را به مكاشفه حواله دادهاند و آن را « طورى وراء طور عقل » پنداشتهاند . ملا صدرا آن را برهانى نمود و بر آن فروعات و نتايج كثيره يى متفرع ساخت و در حل كثيرى از عويصات از آن استمداد نمود . صدر المتألهين در مبحث علم حق در دو موطن از علم - مقام احديت و واحديت ، يعنى مقام شهود كثرات در وحدت و شهود المفصل مجملا و مقام شهود كثرات در واحديت و شهود المجمل مفصلا - كليهء اشكالات اهل نظر را بر عرفا دفع نمود ، و در الهيات اسفار در مقام تقرير مرام عرفا بعد از تذكر اين مهم كه ارباب عرفان و صاحبان شهود و اهالى مكاشفه در مقام تحرير و تقرير مقاصد خود پابند به بيان مرام خويش از راه برهان نبودهاند ، و بايد سعى نمود به لب مرام آنان رسيد ، با تقريرى بىنظير فرمودهء آنان را تحرير نموده است و از براى اتباع و شارحان كلام خود