عبد الرحمن جامي
مقدمة آشتياني 38
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
و به فرض آن كه آن را مىديد به آن توجه نمىنمود ، ولى شرح تلمسانى كه ملا عبد الرزاق از مؤلف به « الامام العارف » تعبير مىكرده مورد توجه او بوده است . شارح محقق فصوص داود بن محمود قيصرى يكى از تلاميذ ملا عبد الرزاق با مراجعه به شرح استاد خود و شرح محقق جندي فصوص را شرح نموده است و در مقام حل عبارات و تحقيق در معضلات نشان داده است كه از استعداد و ذوق سرشار برخوردار است و از ناحيهء همين جودت فكر و قوت نظر مبانى فهم عرفان را در دوازده فصل به طرزى عالى تقرير نموده و فصوص را قسمى شرح كرده است كه به صورت بهترين اثر در تصوف جهت تدريس مبانى عرفانى در آمده است . لذا اين كتاب ساليان متمادى مورد استفادهء طلاب اين علم قرار گرفته و بزرگترين اساتيد به تدريس آن اشتغال داشتهاند . حقير شرح قيصرى را از روى نسخهء آقا محمد رضا و آقا ميرزا هاشم تصحيح و با حواشى مفصل آن را براى چاپ مهيا نموده و بر آن به فارسى شرح مفصل نوشته است كه جز اول آن را منتشر نموده ، و اشتغال به كار چاپ مشارق الدراري و تمهيد القواعد و تصحيح شرح جندي و بعضى از رسائل مهم فلسفى و عرفانى كه در دست چاپ يا تهيه دارد چاپ شرح خود را موكول به بعد نمود ، چه آن كه به خود اجازه ندادم با وجود آثار بىنظير در عالم تصوف اثر ناچيز خود را چاپ نمايم . با مطالعهء شرح جندي و منتهى المدارك و مشارق الدراري لازم آمد كه در شرح خود تجديد نظر نمايم و بعد از چاپ شرح فارس بر نصوص قونوى و رسائل قيصرى به چاپ شرح خود بر فصوص اقدام مىنمايم . « 1 » تصوف در ايران بعد از ملا صدرا نحوى ديگر جلوه نمود ، و از آن جا كه صدر المتألهين خود داراى ذوقى سرشار و استعداد و قوهء ذكاء بىنظير بود علاوه بر تمحض در حكمت بحثى و تبحر در حكمت ذوقى اشراقى به مباحث عرفانى علاقهء خاص داشت ، و سلوك راه باطن به سبك و روش محققان از علماى شريعت و موحدان
--> « 1 » . مسألهء چاپ در كشور ما با وضع ناراحت كننده توأم شده است ، و با ترقى حيرتآور صنعت چاپ ما هنوز به سبك قرن گذشته آن هم در صورت امكان بايد كتاب خود را چاپ كنيم چون دسترسى به وسائل چاپ مدرن براى امثال بنده زود است .