عبد الرحمن جامي

مقدمة آشتياني 37

نقد النصوص في شرح نقش الفصوص

عالىترين مباحث موجود است و گويا بين او و فرغانى الفت عميقى وجود داشته است و آثار يك ديگر را ديده‌اند ، و لذا آن چه را كه فرغانى در شرح تائيه به سلك تحرير آورده جندي سعى كرده است آن مطالب را تكرار ننمايد . اين آن چيزى است كه حقير فهميده است از مراجعه به آثار اين دو نحرير عظيم . در مقامات حمد و درجات كلام و برخى ديگر از مباحث كه جندي مفصل به بحث در اطراف آنها پرداخته است فرغانى به تفصيل بحث نكرده است . « 1 » حقير در مقدمه بر شرح قيصرى بر فصوص الحكم كه آن را با حواشى آقا محمد رضا قمشه يى عارف متأله و حكيم نامدار قرن اخير و تعليقات تلاميذ و معاصران او مهيا از براى چاپ نموده است در تصوف به طريقهء ابن عربى و فرق بين طريقهء او و محققان قبل از او و معاصران او و خصوصيات شروح فصوص و نحوهء تأثير آثار قونوى « 2 » بر افكار شارحان فصوص و تأثر متأخران از جندي و فرغانى و جهات فرق بين شروح و بحث كامل حول اين اصل كه آيا شيخ أكبر بنيان گذار عرفان نظرى است و يا مكمل آن مىباشد بحث كرده است . ملا عبد الرزاق كاشى داراى ذوقى سرشار و قلمى تواناست و قادر است كه مطالب مفصلى را با كمال سهولت روان و جذاب و قابل فهم به صورت اختصار در آورد . شرح او بر منازل السائرين يكى از عالىترين آثار در تصوف عملى است و دلالت بر تضلع مؤلف در عرفان عملى دارد . در بين شرحهايى كه حقير بر منازل ديده است رتبهء اول را حائز است و از اين جهت الگوى كار شارحان محقق بعد از او واقع شده است . شرح عفيف الدين را ملا عبد الرزاق اول شرح دانسته در حالتى كه قبل از او بر منازل شرح نوشته شده است كه ملا عبد الرزاق آن را نديده

--> « 1 » . جندي نيز در مقام تحقيق اطراف كلام و كتاب در مسألهء مراتب سبعه و بطون هفتگانهء قرآن و كتاب تكوين به مناسبت آن كه فرغانى به تفصيل در آن سخن گفته است به تفصيل نپرداخته است . « 2 » به عقيدهء اين فقير كليد فهم آثار قونوى را بايد در شرح تائيهء فرغانى و شرح فصوص جندي جستجو نمود .