محمد تقي جعفري

88

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

دريافت آن موضوع بدون دخالت وسايط ديگر معمولا وقتى كه كتاب يا ميز يا قلم را بوسيلهء حسّ بينايى مىنگريم ، مىگوئيم : كتاب يا . . . را مىبينم و آن را درك مىكنم . اين بينايى ابتدايى را با اصطلاح تماشاگرى بيان مىكنيم ، به اين معنا كه من درك كننده موضوعى را بدون كمترين تصرف در آن موضوع مورد تماشا و درك قرار داده‌ام . براى درك و دريافت جهان عينى و جهان درونى اين گونه بينايى محض منتهاى ايده آل معرفتى مىباشد ، يعنى نهايت مطلوب ما اينست كه اشياء برونى و درونى را آن چنان كه هستند مورد تماشا و درك قرار داده و يقين داشته باشيم كه آنچه را كه درك كرده‌ايم ، خود آن است ، نه اين كه درك شده چيزى است مخلوط با خواص وسايل درك و تماشاى ما . ولى ما در جهان معرفت هرگز بچنين درك و تماشاى محض موفق نمىشويم ، اگر چه ضرورىترين و ايده آلترين آرمان ما مىباشد ، زيرا عامل دركى كه ما در اختيار داريم ، چه عوامل طبيعى مانند حواس طبيعى ما ، و چه عوامل ساخته شده با دست ما براى شناسايىهاى دقيقتر و اطمينان بخشتر مانند ميكروسكپ و تلسكوپ و ساير وسايل عالى ، هر چه باشد مانند دالانى براى عبور آن موضوع درك شده به ذهن ما مىباشد ، موضوع در حال عبور اين دالانها با وضع معينى از نظر كميت و كيفيت ، تعين پيدا مىكند . اگر پنكهء برقى در حال سرعت حركت از دالان چشم به ذهن ما عبور كند ، قطعا به شكل دايره عبور خواهد كرد و يا اگر هم خاصيت چشم تأثيرى در نمايش دايره اى پنكه نداشته باشد ، ذهن منعكس كنندهء ما ، آن را دايره منعكس خواهد كرد . دستگاه هايى كه براى بدست آوردن شناسايىهايى دقيقتر و عالىتر به كار ميافتند . با داشتن ماهيت و خواصّ معينى است كه براى بدست آوردن شناسايى عالىتر انتخاب ميشوند ، گرما سنجهاى معمولى براى نشان دادن درجهء حرارت تاثر معينى از خود نمودار مىسازد ، ولى آهن يا خاك يا آب آن تأثّر