محمد تقي جعفري

89

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

را نمودار نمىسازند . اينست معناى بازيگرى ما در شناخت موضوعات درونى و برونى . ( 1 ) پس از ملاحظه موضوع بازيگرى و تماشاگرى در قلمرو معرفت ، مىتوانيم به اصل مسئله بپردازيم . چنان كه در درك موضوعات طبيعى جهان هستى ، با اين كه با تصميم به تماشاگرى وارد ميدان شناسايى مىشويم ، ولى به هيچ وجه گريبان خود را از پنجهء بازيگرىهاى متنوع نمىتوانيم نجات بدهيم ، در درك موضوعات انسانى هم همين بازيگرى گريبانگير ما خواهد بود ، يعنى براى درك موضوعى بعنوان انسان عينى ، دو جنبه داشتن معرفتهاى ما ( بازيگرى و تماشاگرى ) دست به كار خواهد گشت . باضافهء نوعى از بازيگرى بسيار مهمى كه در جهان شناسايى محض خطر جدّى بشمار مىرود . اين نوع بازيگرى عبارت است از عينك دوم كه ما براى شناسايىهاى خود در بارهء انسان بديدگان خود مىزنيم . عينك دوم در شناسائىهاى مربوط به انسان چيست معناى عينك نخستين كه عبارت است از بازيگرى طبيعى ما روشن شد . اكنون مىپردازيم بر توضيح عينك دوم كه همهء انسانشناسان مخصوصا جامعه شناسان دوران ما بطور جدّى خود را از داشتن اين عينك تبرئه ميكنند و مىگويند : ما بدون دخالت دادن كمترين عاملى خارج از عامل درك و شناخت محض دست به كار مىشويم شيشه‌هاى اين عينك

--> ( 1 ) تنها يك حقيقت وجود دارد كه انسان مىتواند بدون بازيگرى بوسيلهء عامل درك ، مورد تماشا و درك خالص قرار بدهد و آن عبارت است از خود موقعى كه ما بتوانيم از پديده‌ها و نيروهاى درونى عبور كرده يا آنها را كنار گذاشت و خود را مورد درك قرار بدهيم ، چون درك كننده و درك شونده در اين معرفت ، يكى است و واسطهء ديگرى دست اندر كار نيست ، لذا درك ما در بارهء خود تماشاگرى محض مىباشد .