محمد تقي جعفري
84
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تلقى مىكند : « مولوى شاعر نيست ، روح است ، نور است ، موسيقى است ، عشق است ، عطر است . كتاب او يك كتاب ساده نيست ، اصلا كتاب نيست ، سحر و جادوى مجسم است ، درس عشق شادى ، روشنايى است كه به صورت اوراق مدوّن در آمده است . براى من كه شاعران را پيامبران دنياى فروغ و اشتياق مىدانم ، شرح حال هيچيك از اين پيامبران آسمانى با شرح حال مولوى برابرى نمىكند . از وقتى كه من بزندگى مولوى آشنا شدهام ، بزرگترين پايههاى ادبى دنياى غرب از دانته تا شكسپير ، گوته - هوگو ، بنظرم طفلان مكتبى مىآيند » ( 1 ) از اين پديدهء معرفتى و الا ، بايستى جامعه شناس بداند كه احساس امتيازات غربى در اين دوران ، مانند احساس امتيازات شرقى در دورانهاى گذشته و آينده ، احساسى در بارهء امتيازات انسانى است ، نه يك نژاد معين ، و در بارهء تولد يافته در كرهء خاكى است نه نيمكرهء شمالى و جنوبى و شرقى و غربى . پس اين كه با اصرار تمام مىگوييم : هر انسانى آغاز زندگى خود را از صفر شروع مىكند ، مبالغه نمىكنيم ، زيرا از هر طرف كه مىنگريم ، مىبينيم : انسانها تنها با هويت انسانى به دنيا مىآيد ، و اختلاف طبيعى آنان در آن حدّ نيست كه آنان را موجودات متنوع و متباين بسازد ، بلكه بايستى آن اختلافات ممتازترين عامل اختلاط و تفاعل و تكامل تلقى شود . بنا بر اين آن جامعه شناسانى كه مىخواهند جوامع انسانى را قطعه قطعه كرده و براى هر يك جامعه شناسى معينى را به راه بياندازند ، باضافه اين كه روح عمومى و وابستهء آن جامعه را با ساير جوامع ناديده مىگيرند ، بررسى خود را در موضوعى كه با دست خويشتن ساخته و پرداختهاند ، انجام مىدهند و چون عناوين علمى آنان يك امضاى
--> ( 1 ) تمايزات روحيات شرق و غرب ص 69 آقاى دكتر حسن پزشكزاد .