محمد تقي جعفري
85
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تصديق شده به صحت گفته هايشان مىباشد ، لذا تشخيص تنوع و تباين جامعهها كه بوسيلهء آنان صورت مىگيرد ، از درك و تشخيص تجاوز كرده جنبهء تلقين تنوع و تباين به جوامع را به خود مىگيرد و بعبارت روشنتر مىگويند : جوامع انسانى متباين باشند . اساسىترين و مفيدترين كارى را كه اينان مىتوانند انجام بدهند ، اينست كه شرايط و عوامل ثانوى هر جامعه اى را اگر چه از باستانىترين دورانهاى تاريخى آن جامعه بوده باشد ، بدست بياورند و آن گاه پديدهها و روابط اجتماعى و اشكال فعاليتهاى روانى و نظم زندگى آن جامعه را مورد بررسى قرار دهند . 3 . وجود عنصر مخصوصى بنام مىخواهم در محور اساسى هر جامعه اى كه از انسانها تشكيل يافته است . هر اندازه كه تشكل جمعى انسانها قوىتر و همه جانبه تر بوده باشد ، تمايلات شخصى اجزاء تشكَّل يافته لزوما به تقليل مىرود ، زيرا ماهيت تشكَّل جمعى چنين خاصيت را در درون خود مىپروراند كه فرديت افراد تحت الشعاع هدفها و عوامل و مسير تشكَّل جمعى قرار بگيرد . و اگر انديشه و يا تمايلى در يك يا چند جزء از اجزاء متشكل بوجود بيايد ، اگر در مسير همان تشكَّل نمودار گردد ، موجب تقويت سيستم تركيب يافته شده ، به همان اندازه خنثى بودن ساير پديدههاى فرديت را كه موافق مسير مزبور نبوده باشد ، ايجاب خواهد كرد . و اگر در مسير آن تشكل قرار نگيرد ، اگر عوامل ما فوق آن سيستم حمايتى از آن انديشه و تمايل نكند يا راهى براى آن باز ننمايد ، كوشش خواهد شد از فعاليت آن تمايل و انديشه جلوگيرى شود ، يا حدّاقل جنبهء مخالفت آن انديشه و تمايل با سيستم مفروض حالت تصادم به خود نگيرد . اينست قاعدهء تشكل جمعى انسانها . ولى با اين حال آنجا كه صحبت از انسان است ، بايستى هواى قوانين جبرى فيزيكى و رياضى را از مغز بيرون كرد ، ما در طول تاريخ شاهد بر هم خوردن قانون مزبور تشكل بودهايم ، يعنى هيچ سيستمى حتى آن سيستم كه در نهايت تركيب و اتحاد بوده باشد ، از