محمد تقي جعفري

63

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و چون سازندگى شخصيت در عوامل بنيادين كار ، همواره بر مبناى خير و رشد و كمال است ، لذا هر اندازه كه به جهت دورى از آلودگىهاى خود طبيعى و تكاپو در راه بدست آوردن رفتار عقلانى صحيح تقويت شود ، قدرت بيشترى در نظارت و سلطه بر دو قطب مثبت و منفى كار اعمال مىكند . پس در حقيقت ريشهء كار اختيارى مانند يك نيروى مخفى در شخصيت تامين شده است ، هر اندازه كه شخصيت بوسيلهء رفتار عقلانى و تمايل بد نيكى تغذيه شود ، آن نيرو بيشتر به فعليت مىرسد . 3 - سه مفهوم : رهايى ، آزادى و اختيار ، را با يكديگر مخلوط نكنيم ما در مقابل مفهوم جبر ، با سه مفهوم مختلف روبرو هستيم كه نبايستى آنها را با يكديگر مخلوط نماييم . مفهوم يكم - رهايى ( انطلاق ) اين پديده باز شدن از زنجير و قيودى را بازگو مىكند كه تا پيش از ظهور آن ، بر دست و پاى روان آدمى بسته بوده است ، ولى رويداد روانى ديگرى را بطور مثبت در بر نمىگيرد . مانند زنجير منّت و تحقير كه از پذيرش امتيازى از يك شخص ، بدست و پاى آدمى پيچيده مىشود ، موقعى كه عوض آن امتياز را به آن شخص مىدهد ، رها مىشود ، يعنى خود را در گرو منت و تحقير آن شخص نمىبيند . پس از برداشته شدن زنجير مفروض ، خودش است و محتويات روانى و مغزى و حياتىاش . مفهوم دوم - آزادى ( حرّيت ) آزاد كردن ( تحرير ) اين مفهوم باضافهء رهايى از زنجير ، احساسى از داشتن امتياز « هر كار مىتوانم بكنم و مىتوانم نكنم » را نيز در بردارد . در مسائل حقوقى و اجتماعى و سياسى ، اين مفهوم شايع مىباشد . وقتى كه مىگوييم : فلان شخص در انتخاب كار آزاد است ، يعنى از نظر حقوقى از امتياز