محمد تقي جعفري

302

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

عدالتها با ارزشتر و با عظمتتر از بعضى ديگر است ، چنان كه بعضى از ظلمها وقيحتر و قبيحتر از ديگر انواع ظلم مىباشند . حسن و قبح عدالت و ظلم دو منشأ دارد : منشأ يكم - درونى است و منشأ دوم - برونى . 1 . گاهى وضع درونى آدم ستمكار چنان در خباثت و وقاحت غوطه ور است ، گويى از تعدى و تجاوز به حقوق ديگران مخصوصا به حقوق ضعفاء و بينوايان لذت مىبرد و هر چه كه در تعدى و تجاوز به ديگران بيشتر خشونت انجام مىدهد ، بر لذت و شقاوت او مىافزايد تاريخ بشرى از اين اشقياء بطور فراوان ديده است . نرون پس از قتل عام وحشتناك كه گفته شده است در حدود 300000 انسان بوده و همچنين كشتن مادرش ، روى تپه اى در كنار شهر نشسته با نواختن موسيقى خود را هنرمندترين مردم مىدانست حجاج بن يوسف ثقفى در همين حدود انسان بيگناه را آغشته به خون نموده ، خنده از لبانش قطع نمىشده است چنگيز حد اقل در حدود يك ميليون نفر را به خاك و خون انداخته و خود را قهرمان مىنامد تيمورلنگ و آتيلاها هم با خباثت و شقاوت غير قابل توصيف ، صد هزار مردم بيگناه را از دم شمشير گذرانده و اين ستمهاى فوق تصور را براى خود افتخار تلقى نموده‌اند اين گونه حيوانات مبتلاء به بيمارى خطرناك زندگى خود را در مرگ مظلومانهء ديگران مىبينند ، نه مرگ عادى طبيعى ، يعنى اگر روزى اين حيوانات درنده و بيمار از خواب بيدار شوند و ببينند همهء مردم مرده‌اند و همهء اموال و اشياء با ارزشها را كه داشتند در اختيار اين حيوانات گذاشته و رفته‌اند ، باز راضى نخواهند شد ، زيرا هدف ايده آل اينان از پاى در آوردن و كشتن انسانها است كه موجب لذت بردن آنان مىباشد ، نه مردن آنان . 2 . گاهى منشأ ظلم و تعدى سودجوئى و خودخواهى و خودكامگى است . اگر چه قباحت و وقاحت اين نوع ظلم به شدت قسم اول نيست ، ولى در عين حال ، با نظر به