محمد تقي جعفري

298

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مختلف در بيش از 200 مورد ظلم و ظالم را محكوم و آن دو را مورد طرد و لعنت خداوندى قرار داده است . بعيد به نظر مىرسد كه امثال طلحه و زبير نمىدانستند كه آيا كار آن دو مشمول ظلم است يا نه . بايد گفت : بطور كلى انسانهايى كه مقدارى آگاهى در بارهء اصول و قوانين و مقررات بدست آورده‌اند ، مىفهمند كه تخلف از آنها جرم بوده و اگر بوسيلهء تخلف از آنها ، حقوقى چه الهى ، چه مردمى و حتى حقوق جان خود را پايمال كرده است ، كار او ظلم و خود او ظالم است . گفتيم : همهء اديان الهى و مكتبهاى اخلاقى و حكم بديهى عقل و وجدان بشر بطور عام و فرهنگهاى مولَّد تمدن يا محصول آن ، ظلم را محكوم و آن را مردود و مطرود معرفى نموده‌اند . در فرهنگ ادبى مخصوصا در جوامع اسلامى ، شديدترين تقبيح در بارهء ظلم و تجاوز را مشاهده مىكنيم . از آن جمله بعنوان نمونه : از تير آه مظلوم ظالم امان نيابد پيش از نشان خيزد از دل فغان كمان را صائب تبريزى آه دل مظلوم به سوهان ماند گر خود بزد برنده را تيز كند صائب تبريزى عدل آرى ، مقبلى جف القلم ظلم آرى مدبرى جف القلم مولوى گر كشم كينه از آن مير و حرم آن تعدى هم بيايد بر سرم همچنان كاين ظلم آمد در جزا آزمودم باز نزمايم ورا درد صاحب موصلم گردن شكست من نيارم اين دگر را نيز خست داد حقمان از مكافات آگهى گفت إن عدتم به عدنا به