محمد تقي جعفري

284

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

قلمداد مىكند و هيچ توجهى به اين اصل ضرورى انسانى نمىكند كه مجرم را تبرئه كردن خيانت به قانون و پايمال كردن حقوق ديگران است ، همچنين با كمال وقاحت ، انسانى مبّرا و دست پاك ، و پيشانى سفيد و دل صاف و طاهر را مجرم و بدكردار معرفى مىنمايد - مخوان آلوده دامن هر كسى را كه دامان تا به دامان فرق دارد منسوب به فروغى بسطامى چون خدا خواهد كه پردهء كس درد ميلش اندر طعنهء پاكان برد مولوى چه بگوييم در بارهء آن نابخردان نابكار آيا واقعا آنان على ( ع ) را مىشناختند و به او تهمت مىزدند و او را در بارهء خون عثمان مجرم قلمداد مىكردند اگر اين احتمال صحيح باشد ، يعنى آنان مىدانستند كه على ( ع ) از پاى در آوردن حيات محقرترين جاندار را مخالف ناموس هستى و قانون الهى دانسته و محال بود كه چنان امر ناشايستى را مرتكب شود ، چگونه به خود اجازه مىدادند كه پاكترين دست چنين جان شناس را آلوده به خون عثمان معرفى نمايند و اگر آنان على ( ع ) را واقعا نمىشناختند . حدّاقل مىبايست يك حادثهء كوچك يا يك انسان معمولى را بعنوان شاهد براى شركت آن بزرگوار در قتل عثمان ارائه بدهند . اگر تاريخ را بطور لازم و كافى مورد بررسى و تحقيق قرار بدهيم ، خواهيم ديد : همين دو نفر ( طلحه و زبير ) از مهمترين عوامل قتل عثمان بوده‌اند . اين قضيه را ابن ابى الحديد در شرح و دما هم سفكوه چنين آورده است : « يعنى خون عثمان ، و طلحه شديدترين تحريك را به كشتن عثمان نموده است و زبير سبكتر از او ، مردم را تشويق به اين كار كرده است . روايت شده است كه عثمان گفته است ، واى بر فرزند زن