محمد تقي جعفري

285

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

حضرّميه - يعنى طلحه - من چند بهار ( 1 ) طلا به او داده‌ام و او مردم را به ريختن خون من تحريك و تشويق مىكند خدايا ، طلحه را از آن مال بهره مند مساز و عواقب ظلم او را به او نصيب فرما . و كسانى كه تصنيفى در حادثهء يوم الدار ( روز محاصره و قتل عثمان در خانه اش ) نموده‌اند ، روايت كرده‌اند كه در آن روز كه عثمان كشته شد ، طلحه روى خود را با پارچه اى پوشانده بود كه از چشمان مردم پوشيده باشد ، او به خانهء عثمان تيراندازى مىكرد . و نيز روايت شده است : وقتى كه مردم از ورود به خانهء عثمان جلوگيرى شدند ، طلحه آنان را به خانهء بعضى از انصار برد و آنان را به پشت بام آن خانه رساند و از آن پشت بام به خانه عثمان سنگر گرفتند و او را كشتند . و نيز روايت كرده‌اند كه : زبير مىگفت : بكشيد عثمان را او دين شما را تغيير داده است . به او گفتند : پسرت در در خانهء عثمان از وى حمايت مىكند زبير در پاسخ آنان گفت : از كشته شدن عثمان كراهتى ندارم اگر چه پيش از او پسرم كشته شود ، عثمان فردا لاشه ايست بر سر راه . مروان بن الحكم در جنگ جمل گفته است : سوگند به خدا ، نخواهم گذاشت : خون وابسته به من هدر برود ، و قطعا طلحه را به خونخواهى عثمان مىكشم ، زيرا او است كه عثمان را كشته است ، سپس تيرى به طرف او انداخت كه به طرف ران او اصابت كرد و به جهت خونريزى از آن زخم مرد . ( 2 ) ابن ابى الحديد مىگويد : « امّا نفرينى كه امير المؤمنين عليه السلام در بارهء آن دو نفر فرمود ، اجابت شد . يعنى با سوء عاقبت از اين دنيا رخت بربستند » ( 3 ) ابو محمد عبد الله بن مسلم

--> ( 1 ) بهار بار ، گفته شده است وزن آن سيصد رطل قبطى است - شرح ابن ابى الحديد ج 9 ص 35 پاورقى . ( 2 ) مأخذ مزبور ص 36 . ( 3 ) مأخذ مزبور ص 39 .