محمد تقي جعفري

199

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

آيا همهء موجودات عالم هستى از حيات برخوردارند نخست بايد اين قضيه را بپذيريم كه خواه ما بتوانيم جاندار بودن همهء كائنات را اثبات كنيم يا نه ، اسناد ذكر و قنوت و تسبيح و سجده براى همهء كائنات نيازى به اثبات زنده بودن آنها ندارد اين قضيه را در مباحث بعدى مورد بحث قرار خواهيم داد . با اين حال ، دلائل و شواهدى وجود دارد كه تا حدودى مىتواند زنده بودن موجودات را اثبات نمايد . اولين استشهاد ما در اين باره بوجود آمدن مكتب مهمى است بنام هيلوزوئيسم ( زنده بودن ماده يا هيولى ) براى توضيح اين مطلب ، بسيار مناسب است سخنان اپارين زيستشناس مشهور را در اينجا مطرح نماييم : « طبيعت حيات - وسعت پهنهء حيات - » حيات كلمه ايست كه بسيار آسان فهميده مىشود ، با اين حال ، براى هر متفكرى بسيار اسرار آميز است . چنين مىنمايد كه معناى اين كلمه روشن است و در كليهء اعصار نيز براى همهء مردمان همين طور بوده است . با وجود اين مىدانيم كه در طى قرون بسيارى كه از تاريخ فرهنگى بشر مىگذرد ، بر سر اين كه حيات را چگونه بايد كاملا شناخت ، مشاجراتى آشتى ناپذير در گرفته است . حتى اين مسئله كه چه چيزى زنده است و چه اشيائى در دنيا در پيرامونمان واجد حياتند ، و وسعت قلمرو حيات يا غايت آن چيست ، راههاى متعدد و كاملا متفاوتى توصيف شده و باز هم مىشود . ما گوئى طيفى رنگارنگ و جامع از عقائد متفاوت به دست داريم . در يك سر اين طيف ، نظرات فيلسوفان و دانشمندانى قرار دارد كه عقيده دارند كه حيات خاصيت عمومى ماده است و از آن جدايى ناپذير است . آنان بدين سان قلمرو حيات را بسط مىدهند و آن را شامل همهء اشياء همهء عالم مىكنند . فيلسوفان سر ديگر طيف ، از سوى ديگر ، فراخناى حيات را با استبداد رأى به دائرهء وجود بشرى محدود مىكنند يا حتى عقيده دارند كه حيات امتياز ويژهء جوهر واحد انديشمندى است . عقيدهء گروه نخستين ، از هيلوزوئيستهاى يونان باستان سرچشمه