محمد تقي جعفري

182

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اقدس براى او معلوم است و بهترين دليل اين مدّعا علم او به ذات اقدس خويش است كه علم بر ماسواى آن ذات را در بردارد . براى تكميل اين مبحث مراجعه فرماييد به مجلد 16 از ص 77 تا ص 80 و مجلد 19 از ص 215 تا ص 217 7 ، 9 - و نشهد أنّ لا إله غيره و أنّ محمّدا نجيبه و بعيثه شهادة يوافق فيها السّرّ الأعلان و القلب اللَّسان ( و شهادت مىدهم به اين كه خدايى غير از او نيست و اين كه محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم برگزيده و فرستادهء او است - شهادتى كه درون آدمى در آن شهادت موافق آشكارش باشد و قلبش مطابق زبان ) تطابق آشكار و نهان و قلب و زبان آدمى در شهادتين مباحث مربوط به شهادتين در مجلدات 2 از ص 249 تا ص 258 و 9 ص 55 و 18 ص 51 و 52 و 93 و 94 اگر انسانى پيدا شود كه در اين دو شهادت ظاهرش باطنش را تصديق نكند و قلبش زبانش را ، ديگر هيچ موردى نمىتوان پيدا كرد كه چنين انسانى ادّعاى تطابق و توافق آشكارش با نهانش و قلبش با زبانش نمايد ، و براى هيچ كس مورد ترديد نباشد ، زيرا كسى كه مىگويد من شهادت مىدهم به يگانگى خداوندى ، سه عقيده را ابراز مىنمايد : 1 . « خدا موجود است » 2 . « آن خدا يكتا است » 3 . « من مفهومى را و لو بطور اجمال بعنوان خدا دريافته‌ام كه هم وجود او را معتقدم و هم يگانگى او را » . ارتباط اين سه عقيده با شخصيت يك انسان ، ارتباط روح با جسم است . اگر يك انسان در چنين وضع حساس روانى به بيمارى دورويى مبتلا باشد ، يعنى ظاهرش و سخنانش اعتقادات سه گانهء مزبور را نمايان بسازد و باطن و قلبش بر خلاف آن باشد ، مخصوصا اگر اين حالت وقيح در او استمرار هم داشته باشد ، اين شخص نه تنها در هيچ موردى قابل اطمينان نخواهد بود ، بلكه شخصيت وى براى خودش نيز تباه و فاسد مىباشد .