محمد تقي جعفري
146
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
2 . « خبر به من رسيده است كه بسر بن ارطاة مشرف به يمن گشته است ، و سوگند به خدا ، من اطمينان دارم كه آنان به همين زودى دولت را از شما خواهند گرفت . [ اين تسلط ] به جهت اجتماع و تشكل آنان در باطنشان و پراكندگى شما از حقتان مىباشد . [ اين تسلط ] به جهت نافرمانى است كه شما در بارهء پيشوايتان در حق ، و اطاعتى است كه آنان از پيشواى خود در باطل دارند و به سبب اداى امانتى كه آنان به صاحب خود مىنمايند و خيانتى كه شما به صاحبتان روا مىداريد ، و به جهت اصلاح و تنظيم امور است كه آنان در شهرهاى خود به وجود مىآورند و فسادى كه شما در شهرهايتان به راه مىاندازيد . اگر من يكى از شما را به يك كاسهء چوبين امين بدانم و آن را به او بسپارم ، بيم آن دارم كه آن كاسهء چوبى را با متعلقاتش ببرد . بار خدايا ، من اين مردم را دچار ملالت كردهام و آنان نيز مرا گرفتار ملالت نمودهاند ، من آنان را افسرده ساختهام ، آنان هم مرا افسرده و ناراحت كردهاند ، [ اين ناسازگارى سخت ناشى از آن است كه اين سست عنصران خودكامه تاب و تحمل عدالت گسترى مرا ندارند ] پروردگارا ، بهتر از آنان را بجاى آنان براى من عنايت فرما ، و بدتر از من را بجاى من نصيب آنان نما » [ خطبهء 25 ص 109 و 110 از ترجمه و تفسير ] 3 . در مورد حملهء سپاهيان معاويه به شهر انبار در عراق و ظلم و بيدادى كه در آن حمله به راه انداختند ، حتى خلخال از پاى يك زن ذمى ( زن غير مسلمانى كه معاهدهء همزيستى با مسلمانان دارد ) امير المؤمنين سخت ناراحت شده ، پس از جملاتى چند مىفرمايد : « شگفتا ، شگفتا ، سوگند به خدا ، اجتماع آن قوم ( شاميان ) به باطلشان و پراكنده شدن شما از حق خود ، قلب را افسرده مىكند و اندوهها را در درون متراكم مىسازد . زشتى و اندوه بر شما باد ، زيرا كه آماج تيرهاى دشمن شدهايد ، غارت مىشويد ، هجوم نمىبريد ، مورد حمله و كشتار قرار مىگيريد ، حمله نمىكنيد معصيت به خدا مىشود ،