محمد تقي جعفري

145

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

الآخرة ) * ] ( 1 ) ( خداوند كسانى را كه ايمان آورده‌اند با قول ثابت در حيات دنيوى و اخروى ثابت و پا بر جا مىنمايد ) به همين جهت است كه على ( ع ) در هر موقعيتى از زندگى كه قرار مىگرفت ، با عامل شخصيت ثابت رو به يك مطلق فوق حركت و سكون و دگرگونيها حركت مىكرد ، زيرا - گوهر مخزن اسرار همانست كه بود حقهء مهر بدان مهر و نشانست كه بود عاشقان زمرهء ارباب امانت باشند لا جرم چشم گهربار همانست كه بود حافظ براى آشنايى مطالعه كنندگان ، مخصوصا محققان ارجمند با ناهنجاريها و نابسامانيهاى شديد دوران زمامدارى على ( ع ) كه موجب تأسف سخت او بود ، طرح مقدارى از سخنان آن بزرگوار ضرورى است : 1 . « بدانيد ، سوگند به خدا ، پيراهن خلافت را او به تن كرد ، در حالى كه قطعا مىدانست كه محل من از خلافت همانا محل قطب از سنگ آسيا است كه آسيا به دور او مىگردد و همانند كوهى مرتفعم كه سيل از قلهء آن سرازير مىشود و پرندهء سبكبال و دور پرواز به آن قلَّه نرسد ، لباس از آن خلافت رها ساختم و از تصدى به آن اعراض نمودم . بسى انديشيدم كه آيا با دست كوتاه حمله كنم ، و يا بر روزگار تيره و تار صبر كنم و شكيبا باشم - روزگارى كه سالخورده در آن فرسوده شود و جوان در آن پير گردد و انسان با ايمان به مشقت افتد تا خداى خود را ملاقات نمايد ، پس ديدم تحمل و شكيبايى بر اين مشقت سخت ، شايسته تر است ، پس تن به صبر و تحمل دادم در حالى كه خس در چشمانم بود و غصّه در گلويم . . . » [ خطبهء 3 ص 48 ]

--> ( 1 ) ابراهيم آيه 27 .