محمد تقي جعفري
18
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
قناعت ننموده زبان به تحسين و تمجيد اين دنيا باز كنيد و بگوييد : راضيم كز من بماند نيم جان تاز . . . استرى بينم جهان و در اين حال نمىدانيد كه اين رضايت و خشنودى در حالى صورت مىگيرد كه با معده و روده و فضولات استر درهم آميخته به اين دنيا مىنگريد . اى كاش ، مىدانستيد كه اين دنيا شما را به هيچ خريده است و شما از اين دنيا ممنون و شرمنده هم هستيد بيقدريم نگر كه بهيچم خريد و من شرمندهام هنوز خريدار خويش را 31 ، 34 - و إنّما أنتم إخوان على دين اللَّه ، ما فرّق بينكم إلَّا خبث السّرائر و سوء الضّمائر ، فلا توازرون ، و لا تناصحون ، و لا تباذلون و لا توادّون ( و جز اين نيست كه شما بر مبناى دين خداوندى برادران يكديگريد . ميان شما جدايى نينداخته است مگر پليدى درونها و بدنيتىهايتان ، بدين جهت است كه به كمك هم نمىشتابيد و خيرخواه يكديگر نيستيد و به همديگر نمىبخشيد و مهر نمىورزيد ) اى مردم ، شما بر مبناى دين خداوندى برادران يكديگريد . آنچه كه شما را از يكديگر جدا كرده است پليدى درونها و بد نيتىهاست كه در بارهء همديگر داريد . تاريخ فرهنگ بشرى و قلمرو قوانين و حقوق ، حماسهها و رجزخوانىهاى فراوانى در لزوم پيوستن انسانها به يكديگر به ياد دارد ، بدون مبالغه اگر شما بخواهيد آن حماسهها و رجزخوانىها را جمع آورى نماييد ، مىتوانيد مجلداتى را در اين موضوع تأليف نماييد . در اين ميدان تكاپو دو نظريهء مهم ديده مىشود كه پايهء ديگر نظريات در اين موضوع است : نظريهء يكم - اين كه افراد انسانى را با عواملى كه در موجوديت خود دارند ،