محمد تقي جعفري
77
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
آزادى را در نظر بگيريد ، آيا پديده اى براى حيات انسانها سراغ داريد كه بهتر از آزادى باشد كه مورد بهره بردارى در خير و كمال انسانى باشد با اين حال ، بدانجهت كه شهوترانان خودكامه و قدرتپرستان لذتپرست و خودمحور ، اين پديدهء با عظمت و با ارزش را در رهائى از قيود و ضوابط انسانيت به كار بردهاند تا جائى كه - جز ذكرنى دين او نى ذكر او سوى اسفل برد او را فكر او با اين وصف ، آيا باز مىتوان با شنيدن اين كلمهء مسخ شده ، آن معناى با ارزش را كه عبارتست از نظاره و سلطهء شخصيت بر دو قطب مثبت و منفى كار در مسير حيات معقول در ذهن تصور نمود اما عشق كه در عظمت آن مىتوان گفت : عشق امر كل ما رقعه اى ، او قلزم و ما قطره اى او صد دليل آورده و ما كرده استدلالها و مىتوان گفت : عاشق شو ار نه روزى كار جهان سرآيد ناخوانده درس مقصود از كارگاه هستى همه مىدانيم كه اين كلمهء بسيار عالى امروزه چه مفاهيمى را بخاطر مىآورد كه انسان از گفتن آنها سرافكنده مىشود و فقط همان جملهء معروف بالزاك را به ياد بياوريد كه مىگويد : « امروزه عشق يعنى در شكهء كرايه اى » كلمهء ايمان از سه جهت در معرض سوء تفاهم قرار گرفته است : جهت يكم - تظاهر اشخاص كثيف و خبيث ، به ايمان اين تظاهر در هر جامعه ايكه ايمان مذهبى يا مكتبى در آن حاكم است يا محبوبيتى در فضاى آن جامعه دارد ، مورد دستور اكيد ماكياولىهاى روزگاران مىباشد . براى فساد انسانها ، نيرومندتر از اين ، عاملى وجود ندارد كه ايمان به موضوعى نداشته باشد و خود را مؤمن به آن نشان بدهد . جهت دوم - خطاى فكرى كوته نظرانى است كه گمان مىكنند هر ايمانى بر مبناى تعبد محض استوار است كه شخص مؤمن بايد حركات و سكنات خود را بر آن مبنى قرار بدهد اين خطاى فكرى هم خود صاحب فكر را از امتيازات بسيار