محمد تقي جعفري

78

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

با اهميت ايمان محروم مىسازد و هم ديگران را در شناخت و برخوردارى از ايمان دور مىدارد . جهت سوم - بازيگرى با الفاظ است ، به عنوان مثال فرد يا گروهى از انسانها بجاى ايمان به خدا و رسولان خدا و هدف اعلاى هستى و تكاليف الهى ، بيك عده مفاهيمى ايمان مىآورد و با شديدترين حماسه‌ها از آن مفاهيم بدون اين كه نام ايمان را بر زبان بياورد ، دفاع مىكند ، چنان كه در دورانهاى متأخر با شيوع فراوانى كه پيدا كرده است ، مشاهده مىكنيم ، مانند انسانگرائى ، نژادخواهى ، تمدن خواهى ، علم گرائى ، آزاديخواهى و غير ذلك واقعا انسان وقتى فكر مىكند كه قدرت پرستهاى خود كامه با چه وسائلى انسانها را از حقائق مهجور و محروم مىسازند در شگفتى عميق فرو مىرود . اولا با تبديل كلمهء ايمان به گرايش ، و خواستن و كلماتى مشابه آنها و بازى با چنين الفاظ ، معناى ايمان از بين نمىرود ، زيرا اگر محبوبيت موضوعهاى مزبور به حدى نرسد كه مردم حتى به از دست دادن زندگى در راه آنها حاضر شوند ، حتما آن محبوبيت به درجهء ايمان نرسيده است زيرا ايمان بدانجهت كه مانند عنصرى فعال در حيات آدمى دخالت مىورزد ، در موقع ورود اخلال به آن ، جان شخص مؤمن از ارزش مىافتد . و اگر به آن حد نرسد كه متذكر شديم ، يقينا بدرجهء ايمان نمىرسد و كلمات گرايش و خواستن و مشابه آنها ، بطور جالب براى محروم ساختن فرد يا جامعه از ايمان استخدام مىگردد . به هر حال ، اين جهات سه گانه به هيچ وجه نمىتواند ضرورت ايمان را براى انسانى كه مىخواهد با حيات قابل تفسير در اين دنيا زندگى كند ، منتفى بسازد . سه - عظمت ارزشى ايمان به خدا و معنادار بودن هستى نخست بايد بدانيم كه بىايمانى به خدا آن قدرها هم آسان نيست ، براى اين حالت روانى بايد هرگز سر به بالا بلند نكنيم سپس اين چند جمله را مورد دقت قرار بدهيم - 1 - كسى كه ايمان ندارد ، حيا ندارد . 2 - كسى كه ايمان ندارد . به هيچ وجه قابل اطمينان نيست .