محمد تقي جعفري
56
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ماكياوليسم و هابزيسم و غيرهم مىپندارند ، انتظار اعتقاد به اصالت انسان و گذشت و فداكارى در راه او ، كه ضد لذت پرستى و خودخواهى است ، همان انتظار مبارزهء اومانيسم بر ضد اومانيسم مىباشد . گمان نمىرود اعتقاد همهء متفكرانى كه مسئوليت در بارهء انسانها را بىنياز كنندهء از مسئوليت انسان در بارهء خويشتن ، معرفى مىكنند ، مستند بر يك يا چند دليل صريح و مورد اتفاق نظر بوده باشد ، حتى مىتوان گفت : ممكن است كه هريك از آنان دليل يا دلائل ديگرى را مورد انتقاد قرار بدهد . ولى با نظر به مجموع مسائل مربوط به انسان و موجوديت او در جهان هستى معنىدار كه مسئوليت او را در بارهء تأمين مسائل چهارگانهء من كيستم از كجا آمدهام براى چه آمدهام بكجا مىروم حتمى و ضرورى مىسازد ، نمىتوان با جملات فريبنده اى كه انسان را تا مرتبهء خدائى بالا مىبرد و آن گاه گرايش و عشق و پرستش او را آرمان و هدف غائى زندگى قرار مىدهد ، خود را گول زد و سؤالات مزبور و تأمين پاسخهاى اعتقادى و عملى آنها را بفراموشى سپرد و آن گاه با مطلق ساختن انسانى كه پر از ابن ملجمها و ابو جهلها و تيمور لنگها و آتيلاهاى درجهء يك و درجهء 2 . . . است ، به خود تسليت داد كه آرى ، من حس كمال جوئى و مسئوليتهاى خويشتن را در قرار گرفتن در اين مسير اشباع نمودم و من مسأله اى در بارهء خويشتن ندارم خلاصه - چگونه مىتوان باور كرد كه آدمى بدون حل مسائل مربوط به خويشتن ، به مسائل ديگران بپردازد در صورتى كه اساسىترين مسائل انسانها با دريافت از درون خويشتن ، براى انسان قابل درك مىشود . مثلا اگر شما لذت كرامت و شرف و حيثيت ذاتى انسان را در درون خود دريافت نكنيد ، محال است آن را در بارهء ديگران سراغ بگيريد . اگر شما عاطفهء پدرى يا فرزندى را از درون خود حس نكنيد ، محال است كه طعم واقعى [ نه مفهومى ذهنى ] آن را از ديگران بچشيد .