محمد تقي جعفري

57

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

144 ، 150 - فأمّا أهل الطَّاعة فأثابهم بجواره ، و خلَّدهم في داره ، حيث لا يظعن النّزّال ، و لا يتغيّر بهم الحال ، و لا تنوبهم الأفزاع ، و لا تنالهم الأسقام ، و لا تعرض لهم الأخطار و لا تشخصهم الأسفار ( اما مردم مطيع ، پس آنان را به مجاورت خود پاداششان مىدهد و براى آنان در سراى ابديش جاودانگى مىبخشد ، جايگاهى كه وارد شوندگان از آنجا كوچ نكنند و حالاتشان دگرگون نگردد و خوف و هراسها به آنان هجوم نياورد و بيماريها بسراغشان نيايد و مخاطرات بر آنان عارض نگردد ، و سفرها براى حركت آماده شان ننمايد . ) چه با عظمت و بهجتآور است اطاعتى كه پاداشش نيل به جوار رحمت و رضوان الهى است . آن درجهء رفيعه و مقام شامخ كه جوار الهى ناميده مىشود ، فقط از يك راه مىتوان به آن رسيد و آن اطاعت خداوندى است ، اطاعت خداوندى ، اطاعت خداوندى چه معنى دارد آيا در عرصهء هستى حقيقتى بنام كمال كه هم مطلوب جدى و هم قابل وصول باشد وجود دارد آرى ، زيرا علم و معرفت وجود دارد ، احساس تعهد برين وجود دارد ، انجام تكليف فوق معامله گريها وجود دارد ، گذشت و فداكارىها در راه احياى انسانها وجود دارد ، تحول از مراحل پست سود جوئى و لذت پرستى به درجات عالى ابتهاج در مسير حقيقتگرايى و حقيقتيابى وجود دارد ، احساس زيبائى در اخلاق والاى انسانى و گرايش به عقل برين وجود دارد . آرى ، همهء اين حقائق كمالى وجود دارند كه هم مطلوب و هم قابل وصول مىباشند . آيا اين حقائق كمالى بعنوان مقاصد نهائى مىتوانند حركت و تكاپوى ما را متوقف بسازند نه هرگز ، زيرا اين حقائق نه تنها مقاصد نهائى حركت و تكاپوى ما نيستند ، بلكه هر انسانى كه با اخلاص و فهم برين اين حقائق را در مىيابد ، متكى بودن آنها را به جلال و جمال خداوندى كه مجموعا كمال مطلق