محمد تقي جعفري

55

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

با جملهء فريباى « ما فقط در بارهء انسانها مسئوليت داريم ، مسئوليت در بارهء خودمان را زير پا نيندازيم . اومانيسم ضد اومانيسم اين هم يك افراط شرم آور كه مىگويد : « همه اصالتها و ارزشها با انسان است » همهء ابعاد وجودى خود را از نيروهاى عضلانى گرفته تا قواى مغزى و عوامل بسيار با اهميت روانى ، در راه خدمت بانسانها و اصالتهاى آنان صرف كنيد و با قالب شعرى - مىبخور ، منبر بسوزان ، مردم آزارى مكن و عبادت بجز خدمت خلق نيست به تسبيح و سجاده و دلق نيست و انبياء حرف حكيمانه زدند از پى نظم جهان چانه زدند اين مضمون كه با مقدارى از مباحث گسترده و اصطلاحات جالبتر اومانيسم دو قرن اخير را بازگو مىكند ، از مهمترين عوامل زدودن احساس بسيار شريف مسئوليت انسانها در بارهء خويشتن بوده است . اى كاش پرچمداران اين گونه تفكرات اين قدر مىفهميدند كه احساس مسئوليت در بارهء انسانها از نتائج بسيار عالى احساس مسئوليت انسان در بارهء خويشتن است . چنان كه بارها گفته‌ايم توقع محبت براى انسانها از كسانى كه هنوز طعم محبت در بارهء خويشتن را نچشيده‌اند ، مانند توقع باران از فضاى بىابر است آن مكتب اومانيسم ( اصالت انسان ) كه مىگويد : عاليترين هدف حيات و اساسىترين فعاليت عقل و نابترين دريافت وجدان عبارتست از آرمان مطلق تلقى كردن انسان ، پاسخى به اين سؤال حياتى نمىدهد كه « پس خود من چه » يعنى اين دستور را كه به من مىدهى كه تو فقط در بارهء انسانها احساس مسئوليت كن ، تكليف خود من كه يك فرد از انسانها هستم چه مىشود ، آيا من در بارهء تكميل قواى مغزى و اصلاح ابعاد روانى و تهذيب اخلاق والاى انسانى ، مسئوليتى ندارم اگر پاسخ اين سؤال منفى باشد ، چنان كه پرچمداران مكتبهاى سر خوشى ( هدونيسم ) و اصالت اجتماعى افراطى و