محمد تقي جعفري
290
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ندارد ، زيرا محال است مغز معتدل پديده اى به اين اهميت و شگفتانگيزى ( فروغ حيات و خاموشى مرگ كه بدنبال آن مىرسد ) را كه خود موجب جهتگيريهاى بسيار اساسى در زندگى مىگردد ، در همهء احوال و شرائطى كه دارد بىمعنى تلقى كند . در مباحث مربوط به مرگ در شرح و تفسير خطبههاى گذشته مشاهده كرديم كه درون انسانها ، مخصوصا مغزهاى متفكر در برابر قيافهء اسرار آميز مرگ ، چه شورش و طوفانى از خود نشان داده است . و مىتوان بجرأت گفت : اگر متفكران با احساس بشرى در پنج مورد جذابترين سخنان را در نتيجهء شورش و طوفان درونى خود گفتهاند ، قطعا يكى از آن پنج مورد ، جريان خيره كنندهء حيات و خاموشى بهتانگيز مرگ است . با اين حال اين منطق كه مرگ يعنى دعوت حق را لبيك گفتن كه اعتراف به معنى دارا بودن سفر مرگ و اجابت دعوت مالك حيات و موت است ، فقط مخصوص انسانهاى آگاه و بيدار است كه مىدانند - روزگار و چرخ و انجم سر بسر بازيستى گرنه اين روز دراز دهر را فرداستى ناصر خسرو قباديانى اين آيهء شريفه كه * ( كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ ) * ( 1 ) ( همهء نفوس شربت مرگ را خواهند چشيد و سپس بسوى ما بازگشت خواهيد كرد . ) رسمىترين و حتمىترين و قانونىترين دعوتى است كه در عرصهء هستى به عمل آمده است . 94 ، 95 - إن جيدوا لم يفرحوا و إن قحطوا لم يقنطوا
--> ( 1 ) العنكبوت آيهء 57 .