محمد تقي جعفري
279
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
به چه چيزى مىخواهيد تكيه كنيد كه شما را از فنا و نابودى نجات بدهد به طول زندگانى مگر پيش از شما اشخاصى نبودند كه داراى عمرهاى طولانى بودند ، به دوام و استحكام آثار مگر نه چنين است كه وقتى از جلو طاق كسرى در تيسفون ( مدائن ) مىگذريد ، به اثرى خيره مىشويد كه قرنها پيش سر به فلك كشيده و با مستحكمترين بنيانش هنوز بر قصرها و كاخهاى سست بنيان ما مىخندد ، آيا شما نيستيد كه در تماشاى اين اثر قديم مىگوئيد : هان اى دل عبرت بين وز ديده نظر كن هان ايوان مدائن را آيينهء عبرت دان يك ره ز ره دجله منزل به مدائن كن وز ديده دوم دجله بر خاك مدائن را دندانهء هر قصرى پندى دهدت نو نو پند سر دندانه بشنو ز بن دندان گويد كه تو از خاكى ، ما خاك توئيم اكنون گامى دو سه بر ما نه اشكى دو سه هم بفشان اينست همان درگه كان راز شهان بودى ديلم ملك بابل هند و شد تركستان پرويز بهر بزمى زرين تره گستردى كردى ز بساط زر زرين تره را بستان پرويز و به زرين ، كسرى و ترنج زر برباد شده يكسر با خاك شده يكسان پرويز كنون گم شد زان گم شده كمتر گو زرين تره كو بر خوان رو كم تركوا بر خوان گوئى كه كجا رفتند آن تا جوران اينك ز ايشان شكم خاكست آبستن جاويدان