محمد تقي جعفري
269
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
عقل و خرد و توجيه احساس برين اينست كه به هيچ يك از آن داده شدهها دل نبنديم كه موقع تبديل به اضداد خود ، شكستى و شكافى در كاخ شخصيت و منطقهء روح احساس نكنيم - * ( لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ ) * [ حديد آيه 23 ] ( تا به آنچه كه از دست شما رفته است اندوهگين مباشيد و به آنچه كه خداوند به شما داده است شادمان نشويد . ) ارتباط آزاد با همهء آنچه كه دنيا براى انسان عرضه مىكند : اينست قانون رشد شخصيت آدمى هر متفكر و هر مكتبى كه به شما بگويد نبايد شما با هيچ يك از اموال و امتيازات و زيباييها و مقامات دنيا هيچگونه ارتباطى داشته باشيد همان قدر به هويت شما و دنيا نادان است كه بگويد : شما بايد بكوشيد با هر گونه اموال و امتيازات و زيباييها و مقامات دنيا رابطهء اختصاصى عميق و پرستش برقرار كنيد دريغا كه اين افراط و تفريط همواره سطرهاى كتاب وجود آدمى را مشوش و ناخوانا نموده است كسانى كه فكر مىكنند انسان مىتواند بدون ارتباط شخصى با امور دنيوى كه در بالا متذكر شديم ، از حيات معقول برخوردار باشد مانند اينست كه بگويد : انسان در اين دنيا مىتواند و بايد بدون ارتباط با بدن و حتى بدون ارتباط با نيروها و استعدادهاى درونى خود زندگى كند و به حيات معقول برسد پس بيائيد نخست هويت و ارزيابى ارتباط روح و شخصيتمان را با بدن مادى خود بررسى كنيم ، آيا ارتباط اعضاى مادى ما با شخصيت روح ما چنانست كه ما احساس لزوم پرستش در بارهء آنها مىنمائيم يعنى آيا ما بايد انگشت و دست و پا و گوش و ديگر اعضا را بپرستيم نه هرگز ، زيرا هنگامى كه پاى جان شخصيت و روح در كار باشد ما از وجود آن اعضاء چشم مىپوشيم مثلا اگر دست به يك بيمارى مبتلا شد كه اگر قطع نشود جان را در خطر مرگ قرار مىدهد ، قطعى است كه چشم از دست مىپوشيم و آن را