محمد تقي جعفري

22

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

فراوانى از فلاسفه و عرفاء به اين سؤال پاسخ مثبت داده‌اند . آنان معتقدند كه چون انسان بمقتضاى طبيعتش پيش از معقولات و ماوراى محسوسات ، با محسوسات و اشياء داراى نمود ، ارتباط برقرار مىكند ، لذا در مراحل اوليهء حركت تكاملى نخست عشق مجازى سر راه او را مىگيرد و بايد كوشش و تلاش جدى نمايد و از اين مرحله به مرحلهء والاتر كه عشق حقيقى است وارد شود . در اين مورد مسائلى به نظر مىرسد كه متذكر مىشويم : مسألهء يكم - بايد تفاوت بسيار مهم گذاشت ما بين درك و دريافت جمال كه پرده ايست شفاف و نگارين كه بر روى كمال كشيده شده است و فرورفتن در اين پرده و باختن شخصيت به آن ، براى اشباع حس خودخواهى - لذا بايد گفت : درك و دريافت جمال ظاهرى براى درك و دريافت جمال حقيقى الهى ، بلى ، ولى فرورفتن در آن و باختن حيات و شخصيت به آن جمال ظاهرى ، نه هرگز . مسألهء دوم - عشق مجازى با وصول به معشوق فروكش مىكند و از بين مىرود ، بلكه چه بسا مبدل به كينه مىشود ، تا كيفر فروختن جان و شخصيت را به ظواهر زيبا و خسارت قربانى كردن جان و شخصيت را به نوعى از كيفيت در اشباع غريزهء طبيعى بچشد . مسألهء سوم - حتى در زمان جريان عشق ، انواعى از گريه‌ها و ناله‌ها و شب بيداريها و ديگر اختلالات طبيعى و روانى كه بوجود مىآيد ، خود نوعى از كيفريابى است كه آدمى بايد در برابر فداكردن با ارزشترين موجوديت خود ببيند ، اين مطلب در ابيات مولوى كه خود معتقد به مطلوبيت عشق مجازى بعنوان پل بسوى عشق حقيقى است ، چنين آمده است : - عاشقان از درد زان ناليده اند كه نظر ناجايگه ماليده اند مسألهء چهارم - عشق مجازى موجوديت عاشق را در صندوق كوچكى از زيبائى صورى و محسوس زندانى مىكند و همانطور كه امير المؤمنين عليه السلام فرموده است : فقط همان صورت محسوس را مىبيند و حيات خود را در آن خلاصه مىكند - عاشقى كاو در پى معشوق رفت گر چه بيرون است در صندوق رفت عمر در صندوق برد از اندهان جز كه صندوق نبيند از جهان دريغا و صد دريغا كه -