محمد تقي جعفري
23
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
آن سرى كه نيست فوق آسمان از هوس او را در آن صندوق دان ( 1 ) چون ز صندوق بدن بيرون شود او زگورى سوى گورى مىرود مسألهء پنجم - اگر عشق مجازى روشنائى ايجاد كند ، مانند همان برق حاصل از ابرها است كه لحظه اى بيش ادامه نخواهد داشت اگر انسان عاشق آگاهى و عقل خود را به كلى از دست نداده باشد ، شايد كه از آن روشنائى لحظه اى براى بيدارى از خواب گران عشق مجازى استفاده كند ، و در آن روشنائى كليدى براى باز كردن صندوقى دريابد كه خود را در توى آن محبوس نموده است . مسألهء ششم - عشق حقيقى نه تنها آدمى را از فرورفتن در گل و لاى زيبائى صورى ، در امان مىدارد ، بلكه او را با شناساندن حقيقت و ارزش همان زيبائى آمادهء عروج بر بارگاه جمال الهى مىنمايد ، زيرا عاشق حقيقى به خوبى ميداند كه عشقهائى كز پى رنگى بود عشق نبود عاقبت ننگى بود و ميداند كه در رخ ليلى نمودم خويش را سوختم مجنون خام انديش را مسألهء هفتم - عشق حقيقى بدان جهت كه متعلق به بينهايت است ، در هر درجه اى عالى از احساس جمال و جلال الهى كه نائل آيد ، نه تنها مشعلهء عشق فروكش نمىكند ، بلكه اشتياق او به صعود به درجه اى عالىتر از احساس مزبور شدت بيشترى پيدا مىكند . مسألهء هشتم - بدان جهت كه سرور و انبساط حقيقى فوق لذت طبيعى است ، لذا كاملا از خودخواهى دور شده و با هويت خدا خواهى كه دارد ، با هيچ اندوه و انقباض طبيعى آلوده نمىشود ، اين سرور و انبساط رو به ابتهاج است ، و لذت در برابر آن پديده ايست بس ناچيز . مسألهء نهم - عشق حقيقى زمان و مكان را در اختيار دارد ، نه از گذشت زمان اندوهى
--> ( 1 ) يعنى آن سرى كه رشد نيافته و از عالم طبيعت بالاتر نرفته و به فوق آسمان كه ملكوت الهى است نائل نگشته است به جهت اسارت در دام هوس در صندوق طبيعت خود محبوس شده است .