محمد تقي جعفري

146

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

با قرآن آشنا شويم و عاليترين فهم خود را در شناخت آن به كار بيندازيم و با نور قرآن بيماريهاى فكرى و روانى خود را شفا بدهيم و با اين آشنائى و شناخت و استشفاء در دلهاى خود بهار هميشگى به وجود بياوريم . آشنائى با قرآن و آموزش آن ، يعنى آشنائى و آموزش انسان در بارهء جان شيفتهء كمال خود . [ در منطقهء آن چنان كه هست و آن چنان كه بايد ] قرآن يك كتاب علمى معمولى نيست كه انسان را از ديدگاهى محدود مطرح نمايد ، يا با دانشهاى قرار گرفته در معرض دگرگونى . و يا معلول حواس طبيعى هستند كه به اضافهء وساطت نسبى كه در حصول معرفت دارند ، مختصات خود را هم با واقعيت مورد بررسى درهم مىآميزند و به مغز ما تحويل مىدهند ، با هدف گيريهاى معين . قرآن كتابى است كه اگر تدبر و فهم عالى خود را با درونى پاك در تعلم و دريافت آن به كار ببنديم ، بطور قطع همهء واقعيات مربوط به انسان را [ چه در منطقهء آن چنان كه هست چه در منطقهء آن چنان كه بايد ] از آن قرآن دريافت نموده و خواهيم پذيرفت به اين شرط كه معرفتهاى مربوطه به هر حقيقتى كه مورد تدبير است قبلا دريافته باشيم با حد اقل در بارهء آنها مقدارى مطالعه نموده و انديشيده باشيم و آن گاه در آيه يا آيات مربوطه به تأمل و تفقه بپردازيم . به عنوان مثال - مىخواهيم در بارهء عامل محرك تاريخ از ديدگاه قرآن تحقيقى نمائيم و معرفتى حاصل كنيم . براى بدست آوردن چنين معرفتى نبايد بدون مطالعات قبلى و بدون انديشه در موضوع مزبور مستقيما به سراغ آيات قرآنى برويم زيرا در اين صورت معرفتى كه مىتوانيم بدست بياوريم ، ساده و ابتدائى بوده و اغلب با تكيه به اصل كلى « قرآن حجت است زيرا كلام خدا است » مفاهيم ذهنى خود را به جريان انداخته و معرفتى از آن مفاهيم حاصل نموده را حجت الهى خواهيم پنداشت . ( 1 )

--> ( 1 ) . البته درست است كه قرآن مجيد حجت است و كلام الهى است ، ولى همين كلام الهى در طول تاريخ با همه گونه تفكرات و ذوقهاى شخصى تفسير و تأويل شده و مورد قبول قرار گرفته است . لذا بايد براى وصول به معانى قرآن بطورى كه وجدان انسان احساس رضايت نمايد به شرايط فوق عمل كرد .