محمد تقي جعفري
147
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
آنچه كه براى تحصيل معرفت در بارهء موضوع مزبور از قرآن لازم است : يك - انديشههاى ناب و تدبيرهاى متكى بر واقعيات . دو - بر حذر بودن از اختلاط آن انديشهها با مفاهيم و دريافتهاى فرهنگهاى رسوبى كه [ اگر هم زمانى صحيح بودهاند امروز صحت خود را از دست دادهاند ] كه تجريد ذهن از آنها نيازمند ارادههاى قوى است . سه - مطالعات پيگير در حد اكثر ممكن پيرامون آن موضوع كه مورد تحقيق است . اين شرط سوم از آن جهت حائز اهميت است كه انسان پيش از اطلاع از تفكرات و انديشههاى ديگران كه حد اكثر تلاش را براى شناخت موضوعى به عمل آوردهاند ، در بارهء آن موضوع يك دريافت دارد و پس از اطلاع از تفكرات و انديشههاى ديگران دريافتى ديگر . چهار - شرط ديگر ، اطلاع از سخنان أئمهء معصومين عليهم السلام در بارهء آياتى است كه موضوع مورد تحقيق را بيان نموده است ، زيرا علوم و معارف أئمهء معصومين عليهم السلام مستند به خاتم الانبياء محمد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله و سلم است كه قرآن به قلب مبارك او نازل شده و او است كه داراى معرفتى بالاتر از همه در بارهء معانى قرآن مىباشد . با اجتماع اين شرايط چهارگانه مىرويم به سراغ پيدا كردن عامل محرك تاريخ از ديدگاه قرآن . در مرحلهء نخستين بايد بينديشيم در اين كه تاريخ يعنى چه ابعاد متنوع تاريخ چيست در همين مرحله بايستى توجه داشته باشيم به اين كه به جريان انداختن صحيح اين انديشه [ همانند ديگر موارد با اهميت ] بدون بر حذر بودن از اختلاط آن با مفاهيم و دريافتهاى فرهنگى رسوبى [ كه اگر هم زمانى صحيح بودهاند امروزه صحت خود را از دست دادهاند ] تقريبا امكان ناپذير مىباشد . در مرحلهء سوم كار مطالعاتى ما شروع مىشود ، يعنى بررسى آراء و عقائد كسانى كه در بارهء عامل محرك تاريخ اظهار نظر نمودهاند ، ( 1 ) پس از اين مرحله مىرويم به سراغ شرط چهارم كه بدست آوردن
--> ( 1 ) . نظريات گوناگونى در بارهء عامل محرك تاريخ به عرصهء افكار عرضه شده است كه عمدهء آنها از اين قرار است : 1 - طبيعت انسانى به معناى عام آن . . 2 - عوامل طبيعى خارج از خود انسان كه محيط به انسان است ، مانند عوامل جغرافيائى و ديگر عوامل كه بخواهد يا نخواهد بلكه خواه بداند و خواه نداند از كيهان بزرگ بر او وارد مىشود . 3 - عوامل سياسى كه بر اجتماعات حاكم مىشود . 4 - قوه ( نيرو ) به معناى عمومى آن ، همان گونه كه تفكرات كسانى را مانند فردريك نيچه را به خود جلب كرده است . 5 - نوابغ و شخصيتهاى برجسته اى كه مىتوانند از جهات مختلف روش جوامع را دگرگون بسازند . 6 - طبيعت انسانى نه به معناى عام آن ، بلكه از آن جهت كه عاشق منافع مادى است . اگر اين نظريه فقط عوامل مادى معينى را مطرح نمايد ، همانست كه اقتصاد به معناى عمومى آن را عامل محرك تاريخ ميداند . در بارهء توضيح و ريشه يا بى اين نظريه مراجعه فرماييد به كتاب مقدمه عبد الرحمن بن خلدون . 7 - پديدهها و قوانين اقتصادى بر محور وسائل توليد . 8 - يك عامل مخفى كه جوامع را به سرنوشتهاى گوناگون توجيه و رهبرى مىنمايد . اين عامل در فلسفهء اشپنگلر به ميدان كشيده شده است . 9 - ايدهء مطلق كه هگل و پيروان او مطرح ميكنند . 10 - موجودات و كرات آسمانى و قوانين آنها . اين نظريه بنوبت خود به دو عقيدهء مهم تقسيم مىشود : عقيدهء يكم - موجودات و كرات آسمانى جاندار و بلكه داراى نفوس فرض مىشود كه مديريت عالم خاكى و تاريخ انسانهايش را به عهده دارد . عقيدهء دوم - تأثيرات طبيعى از طرف موجودات و كرات فضائى در كرهء خاكى و موجوداتش . 11 - ارادهء حيات يا مطلق اراده چنان كه در فلسفهء شوپنهور آمده است . 12 - يك زندگى يا يك روح فعال كه از ماوراى نمودهاى طبيعى است . اين عامل را مىتوان از فلسفهء هنرى برگسون استفاده نمود . 13 - رگههاى رسوب شدهء روانى از گذشتگان هر جامعه مانند آنچه كه به وراثت منتقل مىشود و مانند ايدههاى محكم . گوستاولوبون اين نظريه را تأييد مىكند ( مراجعه شود به دو كتاب وى روح جمعيتها ) ( قوانين روانى تحول امتها ) روح الجماعات و السّنن النّفسيّة لتطوّر الأمم 14 - افزايش جمعيت كه موجب بروز كيفيتهاى جديد در زندگى انسانها مىگردد . اين نظريه را مىتوان از مطالب مالتوس استنباط كرد . 15 - غريزهء جنسى به معناى عمومى آن كه اگر نظريات فرويد مورد تحقيق شايسته قرار بگيرد ، مىتواند به او مستند شود . 16 - ايدههاى اصيلى كه در جوامع بروز مىكنند و رسوخ پيدا مىكنند ، و ايتهد در كتاب ماجراى ايدهها مطالبى را بيان مىكند كه مىتوان اين نظريه را از آن استنباط نمود . 17 - شانس و تصادف و اتفاق كه بر انكار قانون عليت مبتنى است 18 - جنگها و تضادها و رقابتها . 19 - عشق و كينه - يادگار سيستم فلسفى امپيدوكل ( يا تجاذب و تدافع ) 20 - موجود برين خداوند سبحان . اين نظريه هم بر دو نوع آمده است : نوع الف - خدا به طور مستقيم تاريخ بشر را با همهء تنوعات و تحولات جزئى و كلى به جريان مىاندازد . نوع ب - خداوند به وسيلهء دو عامل مادى و انسانى تاريخ را با كيفيت مزبور به جريان مىاندازد . لطفا مراجعه فرماييد به كتاب آفرينش و انسان مبحث عامل محرك تاريخ ( فصل چهارم ) از ص 209 تا 243 نوشتهء اين جانب .