محمد تقي جعفري
132
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
اگر ما انسانها طعم محبت خدا را مىچشيديم و عظمت محبت او را در مىيافتيم ، يعنى اگر درك مىكرديم كه خداوند ما را دوست مىدارد ، و بالعكس ، اگر درك مىكرديم كه طعم عظمت اين كه ما خدا را دوست بداريم يعنى چه ، آن موقع مىفهميديم درجهء رشد و كمال انسانى چيست و به كجا مىرسد و قطعا در صدد تحصيل عوامل به وجود آمدن محبت به خدا و جلب محبت خدا كه همان تقوى است بر مىآمديم . تحصيل تقوى با توجه به ماهيت و مختصات و مطلوبيت آن ، با معنىترين كار است كه در اين زندگانى مىتوان از آن نام برد . گفتيم : قرار گرفتن در جاذبهء محبت خدا كه در نتيجهء تقوى به وجود مىآيد ، بالاترين مرحلهء تكامل يك انسان است ، زيرا تا آدمى از زرق و برق دنيوى حيات نگذرد و زنجيرى را كه با دست خود به جهت علاقه به مال و منال و مقام و شهرت ، به روح خود بسته است ، از روح خود باز نكند ، موفق به قرار گرفتن در جاذبهء محبت خداوندى نمىگردد . 2 - خدا با مردم با تقوى است . * ( وَاتَّقُوا الله وَاعْلَمُوا أَنَّ الله مَعَ الْمُتَّقِينَ ) * ( 1 ) ( و براى خدا تقوى بورزيد و بدانيد كه خدا با مردم متقى است . ) همين معنى در سورهء توبه آيهء 36 و آيهء 44 و 123 و النحل آيهء 128 نيز وارد شده است . البته خدا با همه چيز و با همه كس است ، همان گونه كه امير المؤمنين عليه السلام فرموده است مع كلّ شيء لا بمقارنة ( 2 ) ( او با همه چيز است نه با نزديكى با آنها . ) يعنى معيت و نزديكى خداوند با همه اشياء ، معيت و نزديكى فيزيكى نيست -
--> ( 1 ) . البقرة آيه 194 . ( 2 ) . خطبه يكم .