محمد تقي جعفري

69

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

19 ، 23 - فاذا أنتم النتم له رقابكم ، و أشرتم إليه باصابعكم ، جاءه الموت فذهب به ، فلبثتم بعده ما شاء اللَّه حتّى يطلع اللَّه لكم من يجمعكم و يضمّ نشركم ( و هنگامى كه شما گردن براى او فرود آورديد و براى تعظيم موقعيّت او با انگشتانتان به او اشاره كرديد ، مرگ بسراغش آمده او را خواهد برد . پس از چشم فرو بستن او از اين دنيا ، تا زمانى كه خدا بخواهد درنگ خواهيد كرد تا خداوند در ميان شما كسى را ظاهر نمايد كه شما را مجتمع نموده و پراكندگى شما را به تشكَّل مبدّل نمايد . ) آرى ، مردم دوران على عليه السّلام پس از گذشت ساليان متمادى ، برخاستند كه او را بشناسند و تسليم او گردند ، ولى دريغا كه وقت گذشته و دير شده بود . اكنون ديگر على شناسى دير شده و وقتى براى شناسائى خورشيد كه فضا را در حال ترك كردن است و تنها اشعّه اى از آن ، چشمان آدميان را مىنوازد ، نمانده است . ( 1 ) آن همه ساليان متمادى براى على شناسى كم نبود ، همان گونه كه يك عمر معمولى

--> ( 1 ) ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ج 7 ص 93 در شرح همين خطبه مىگويد : « و بدان اين خطبه را امير المؤمنين عليه السّلام در سومين جمعه از خلافتش ايراد فرموده است و در اين خطبه به حال خود اشاره فرموده و اعلام نموده است كه آنان ( مردم دوران آن حضرت ) پس از آنكه به دور او جمع شده و اطاعتش نمودند ، به زودى از وى جدا گشته و او را از دست خواهند داد . و اين غيب گوئى حضرت واقعيّت پيدا كرد ، زيرا نقل شده است كه اهل عراق هرگز مانند آن ماه كه حضرت در آن بشهادت رسيدند ، به آن شدّت دور او جمع نشده بودند . و در اخبار آمده است كه آن حضرت ده هزار سرباز تحت فرماندهى فرزندش امام حسن مجتبى عليه السّلام و ده هزار نفر تحت فرماندهى ابو ايّوب انصارى و همچنين لشكريانى را تحت فرماندهى عدّه اى از شخصيّتهاى لايق قرار داد تا اين كه صد هزار شمشير ( يا شمشير زن ) آمادهء كارزار با معاويه و پيروانش گشتند و مقدّمة الجيش را پيشاپيش خود روانه فرمود كه ناگهان ابن ملجم مرادى لعنة اللَّه عليه ضربت كشنده را بر او وارد ساخت و آن جمع انبوه مانند رمهء گوسفندانى كه چوپان خود را گم كرده باشند ، پراكنده شدند . اين داستان در خطبه‌هاى بعدى مطرح خواهد گشت انشاء اللَّه تعالى .